تالیف: سید ابوالحسن ندوی
صلحی ذلتبار یا فتحی آشکار
پس از صلح حدیبیه» رسولالله ﷺ به سوی «مدینه» بازگشتند، هنگام بازگشت خداوند متعال آیات ذیل را نازل فرمود: إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُّبِينًا (۱) لِّيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ وَيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَيَهْدِيَكَ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا (۲) وَيَنصُرَكَ اللَّهُ نَصْرًا عَزِيزًا (۳)سوره فتح.
به تحقیق فیصله کردیم برای تو به فتح آشکاری، سرانجام فتح آن است که بیامرزد برای تو الله، گناه گذشته و آینده را و تمام کند نعمت خود را بر تو و هدایت کند تو را به راه راست و تا نصرت کند تو را الله با نصرت و یاری قوی.
حضرت «عمر» (رضیالله عنه) عرض کرد آیا این فتح است یا رسولالله ﷺ؟ حضرت فرمودند: آری.
مصلحت تو، از تو بهتر میداند؛
وقتی رسولالله ﷺ به «مدینه» بازگشتند، یکی از افراد «قریش»، بنام «ابوبصیر عتبه بن اسید» که مسلمان شده بود به «مدینه» آمد. «قریش» در تعقیب او دو نفر را فرستادند و گفتند به موجب قرارداد صلح این شخص را باید به ما تحویل بدهید. آن حضرت ﷺ «ابوبصیر» را به آن دو نفر تحویل دادند. آنها «ابوبصیر» را با خود بردند. ولی او در راه از دست آنها گریخت و به ساحل دریا رفت. از سوی دیگر، «ابوجندل» نیز به «ابوبصیر» ملحق شد. بعد از آن هر کسی از «قریش» مسلمان میشد به گروه «ابوبصیر» میپیوست. بدین ترتیب یک گروه قابل ملاحظهای تشکیل گردید. این گروه همین که اطلاع مییافتند که قافلهای از «قریش» به سوی «شام» حرکت کرده است، راه را بر او میبستند و افراد آن را به قتل میرساندند و اموالشان را تصاحب مینمودند. «قریش» سخت پریشان شدند. ناچار به رسولالله ﷺ پیام فرستادند که به خاطر خدا و به پاس خویشاوندی این افراد گروه (ابوبصیر) را نزد خود فراخوانید، از این پس هر کسی نزد شما بیاید در امان خواهد بود. دیگر او را به ما برنگردانید.