تالیف: سید ابوالحسن ندوی
این پادشاهان دارای چه موقعیتی بودند؟
هرقل اول قیصر روم (۶۱۰ – ۶۴۱ م)
از آنجا، در سال ۶۲۹ م به سوی «بیتالمقدس» رفت تا «صلیب مقدس» را که ایرانیها گرفته بودند دوباره به آنجا برگرداند و به نذر خود وفا نماید، مردم در سر راه «هرقل» فرشها و قالیها را پهن میکردند تا او بر سر آنها راه برود و به منظور اظهار مسرت و احترام بر سرش گل و ریحان میافشاندند.
در «بیتالمقدس» جلسه و جشن بزرگی به مناسبت بازگشت «صلیب» به جایگاهش و بهعنوان اظهار مسرت نسبت به فتح بزرگ برگزار گردید.
در همین حال نامه رسول گرامی صلیالله علیه و سلم به دست هرقل رسید که او را به آیین اسلام دعوت میکرد.
«هرقل» بعد از غلبه و پیروزی بر «ایران» دوباره به حالت قبلی خود برگشت و مشغول عیش و خوشگذرانی گردید، تا اینکه با لشکرکشی مسلمانان به کشورش روبهرو گشت، دولتش بر اثر آن سقوط کرد و بساط حکومت «بیزانس» از «آسیا» و «آفریقا» و «اروپا» برچیده شد.
به هر حال، او از بزرگترین پادشاهان جهان در عهد خود بود و هیچ فرمانروای دیگری از نظر وسعت کشور و نیروی رزمی و شکوفایی تمدن، بهجز امپراطوری ایرانی (خسرو دوم) نمیتوانست با وی رقابت نماید. «هرقل» در سال ۶۴۱ م در «قسطنطنیه» درگذشت و همانجا مدفون گردید.
نبی رحمت