نویسنده: نهضت
فصل سوم: انسان در نظام فکری اسلام
3.ضرورت انسانشناسی
ب. انسانشناسی در چارچوب معارف دینی
- اخلاق مسیر تکامل انسانی
چهارمین و آخرین حوزه، ارتباط انسانشناسی با علم اخلاق است. به عبارت دیگر برخی از مسایل انسانشناسی از اصول موضوعه علم اخلاق است؛ چراکه با وجود اختلاف در مکاتب فلسفه اخلاق، غالب اندیشمندان اسلامی بر این مطلب اتفاق نظر دارند که اخلاق با کمال نفس مرتبط است و شالوده مباحث اخلاقی بر اصل کمال¬پذیری نفس و تاثیرپذیری آن از افعال اخلاقی استوار است. در نظام اخلاقی اسلام، نفس انسان قابلیت تکامل و تعالی دارد و افعال اخلاقی در این سیر تکاملی نقش اساسی ایفا میکنند؛ از این رو لازم است ابتدا نفس، امکان تکامل و غایت سیر آن را بشناسیم. از سوی چون ارزش واقعی اعمال اخلاقی به نیت و هدف فاعل بستگی دارد و غایت نهایی این سیر، رسیدن به قرب الهی است. پس بدون شناخت دقیق از ماهیت انسان و قابلیتهای او، ارائه نظام اخلاقی جامع و کامل ممکن نخواهد بود.
این چهار حوزه به خوبی نشان میدهند که انسانشناسی اسلامی نه تنها به عنوان دانشی نظری، بلکه به عنوان پایهای اساسی برای سایر معارف دینی و راهنمایی عملی برای سعادت انسان عمل میکند. ترکیب منحصر به فرد عقل، نقل و شهود در این نظام فکری، تصویری جامع و کامل از انسان ارائه میدهد که میتواند پاسخگوی بسیاری از نیازهای فکری و عملی بشر در عصر حاضر باشد. درنتیجه می¬توان گفت؛ انسانشناسی به عنوان دانشی بنیادین در منظومه معارف اسلامی، هم در حوزههای بشری و هم در چارچوب معارف دینی از جایگاهی محوری برخوردار است. قرآن کریم با آیاتی مانند «وَفِی أَنفُسِکُمْ أَفَلَا تُبْصِرُونَ» (ذاریات:21). خودشناسی را راهی برای خداشناسی معرفی میکند. این دانش و معرفت هم در معنابخشی به زندگی و تنظیم نظامهای اجتماعی نقش دارد و هم مبنای علوم انسانی و حتی تجربی است. از منظر دینی، انسانشناسی اسلامی با چهار اصل کلیدی پیوند خورده است: خداشناسی از طریق خودشناسی که در آیات «سَنُرِیهِمْ آیاتِنَا فِی الآفَاقِ وَفِی أَنفُسِهِمْ» (فصلت:53) تجلی یافته. نبوت به عنوان تجلی و شکو¬فایی ظرفیتهای انسانی. معاد به عنوان تبلور حیات جاویدان که در آیه «کَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُّعِیدُهُ» (انبیاء:104). بیان شده و همچنین اخلاق اسلامی به عنوان مسیر تکامل انسانی. این نظام جامع که عقل، نقل و شهود را در هم میآمیزد، تصویری کامل از انسان ارائه میدهد که هم مبنای نظری برای معارف دینی است و هم راهنمای عملی برای سعادت بشری محسوب میشود.