تالیف: سید ابوالحسن ندوی
فتح مکه
رمضان سال هشتم هجرت
مقدمات فتح مکه
ادامه:
ابوسفیان بن حرب در پیشگاه رسول الله صلى الله عليه وسلم
رسول الله صلى الله عليه وسلم به لشکریان دستور داد آتش روشن کنند ابوسفیان بن حرب به قصد گرفتن اطلاعات بیرون آمده بود وقتی چشمانش به آتش افتاد گفت: من مثل امشب هیچ آتشی و لشکری ندیده ام اتفاقاً حضرت عباس بن عبدالمطلب-رضی الله عنه- قبلاً با خانواده خود به قصد هجرت به مکه بیرون آمده بود و در راه به لشکر ملحق شد، حضرت عباس -رضی الله عنه-صدای ابوسفیان را شناخت گفت: این آتش مربوط به لشکر حضرت رسول الله صلى الله عليه وسلم است و او خودش در میان مردم تشریف دارد وای به حال قریش زود باش با من بیا. سپس ابوسفیان را بر پشت قاطر خود سوار کرد و از ترس اینکه مبادا مسلمانی ابوسفیان را به قتل برساند فوراً او را نزد رسول الله-صلی الله علیه و سلم- آورد.
وقتی رسول الله -صلی الله علیه و سلم-او را ،دید فرمود وای بر تو ای ابوسفیان! هنوز وقت آن نشده است که بدانی بجز الله دیگر معبودی وجود ندارد؟ ابوسفیان در پاسخ گفت پدر و مادرم فدای تو باد چقدر بردبار و کریم و با بستگان خود مهربان هستی و الله من می دانم که اگر بجز الله معبودی دیگر می بود تاکنون به نفع ما کاری انجام می داد.
حضرت فرمود: ای ابوسفیان! آیا وقت آن نرسیده که یقین ،کنی من رسول الله هستم؟ ابوسفیان :گفت پدر و مادرم فدای تو باد چقدر بردبار و گرامی هستید و به خویشاوندان مهربانید اما من نسبت به رسالت شما مشغول فکر و اندیشه هستم عباس-رضی الله عنه- ناراحت شد و گفت وای بر تو زود باش اسلام بیاور و گواهی بده که بجز الله دیگر معبودی نیست و محمد رسول خداست قبل از این که گردنت را بزنیم ابوسفیان اسلام آورد و به حق گواهی داد.