نویسنده: محبوبی
فصل سوم: سکولاریسم
- قلمرو سکولاریسم
سکولاریسم، در وهله اول یک ایدئولوژی سیاسی است که بر جدایی دین از عرصه ی سیاست تأکید می کند. اگرچه تأثیرات آن بر ابعاد اقتصادی و اجتماعی قابل مشاهده است، اما ریشه ی اصلی سکولاریسم در حوزه ی سیاست و چگونگی اداره جامعه پیداست. برای وضوح این مطلب، به بررسی دلایل ذیل پرداخته شده است:
أ. تمرکز اساسی بر سیاست
سکولاریسم یک ایدئولوژی سیاسی است؛ زیرا مهم ترین اصل سکولاریسم، جداسازی دین از حکومت و محدود کردن دخالت مذهبی در امور سیاسی است. هدف از این جداسازی ایجاد یک سیستم حکومتی مبتنی بر قوانین عقلانی، دمکراسی و برابری شهروندان است. همچنین در جوامع سکولار، قوانین بهجای تعالیم دینی، بر اساس قواعد عقلانی، منافع عمومی و اصول حقوق بشری وضع می شوند و همه شهروندان، با توجه به قانون یکسان محسوب می شوند؛ بنابراین، سکولاریسم در وهله اول یک اندیشه و نظام سیاسی است که با تفکیک دین از دولت، بر شیوه ی حکمرانی تمرکز دارد.
ب. توجه به اجتماع از راه سیاست
ازآنجاییکه سکولاریسم یک ایده ی سیاسی است، به اجتماع و جامعه نیز با دید سیاسی می نگرد و تلاش مینماید نقش دین را در اجتماع نیز کم رنگ نماید؛ چنانکه سیاست های مربوط به ازدواج، طلاق، حمل و نقل، آموزش و سایر حوزه ها در جوامع سکولار بر اساس قوانین مدنی و منافع عمومی، بدون توجه به تعالیم دینی تنظیم می شود. سکولاریسم از نگاه تئوری با تأکید بر برابری و عدالت، به دنبال ایجاد یک نظام اجتماعی است که همه شهروندان را با کمال احترام و مساوی حقوق مورد حمایت قرار دهد.
ج. توجه به اقتصاد از راه سیاست
اندیشه و مکتب سکولاریسم، بر تمام جنبه های زندگی بشری توجه دارد، از جمله اقتصاد جامعه. اما ناگفته نباید گذاشت که توجه اندیشه سکولاریسم به تمام جنبه های زندگی بشری از رهگذر سیاست است؛ یعنی چنان که سکولاریسم دین را از عرصه ی سیاست کنار می زند، از همین رهگذر به دیگر ابعاد زندگی بشر می پردازد و سعی می کند دین از ابعاد دیگر نیز کنار بزند.
خلاصه این که هرچند سکولاریسم تأثیرات گسترده ای بر ابعاد مختلف زندگی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه دارد، اما ریشه ی آن در حوزه ی سیاست و جداسازی دین از دولت است. این جداسازی، زمینه را برای ایجاد یک نظام سیاسی مبتنی بر عقلانیت، دمکراسی و برابری شهروندان فراهم میکند.