ترتیبکننده: محمدآصف «فیضی»
استعمار یکی از پدیدههای مهم و تأثیرگذار در تاریخ جهان است که آثار آن هنوز هم در جوامع مختلف مشاهده میشود. این پدیده زمانی اتفاق میافتد که یک کشور قدرتمند، یک کشور یا منطقهٔ ضعیفتر را تحت تسلط (استعمار) گرفته و منابع، مردم و فرهنگ آن را تحت کنترل خود قرار میدهد. استعمار اغلب با وعدههای آبادسازی همراه بوده، اما در عمل باعث ویرانی، فقر و نابودی هویت ملتها شده است.
تعریف استعمار
استعمار در لغت به معنای آبادسازی است، اما در سیاست و تاریخ، به اشغال و تسلط یک کشور بر کشور دیگر به منظور بهرهبرداری سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی اطلاق میشود.
انواع استعمار
استعمار معمولاً به سه نوع تقسیم میشود:
۱. استعمار مستقیم: در این نوع استعمار، اداره کشور مستعمره کاملاً توسط کشور استعمارگر صورت میگیرد.
۲. استعمار غیرمستقیم: در این نوع، حکومت کشور مستعمره حفظ میشود، اما در اصل کنترل کامل در دست کشور استعمارگر است.
۳. استعمار نوین (New-colonialism): این نوع استعمار شامل نفوذ سیاسی و اقتصادی بدون اشغال نظامی است.
نمونههایی از استعمار غرب
استعمار هند توسط بریتانیا:
استعمار هند از قرن هفدهم آغاز شد، زمانی که شرکت هند شرقی بریتانیا برای تجارت وارد هند گردید. این شرکت به مرور زمان با بهرهگیری از ضعف دولتهای محلی و درگیریهای داخلی، نفوذ نظامی و سیاسی خود را گسترش داد. نقطهٔ عطف تسلط بریتانیا، پیروزی در جنگ پلاسی در سال ۱۷۵۷ بود که کنترل بنگال را برای بریتانیا فراهم ساخت. در سال ۱۸۵۷ میلادی، قیام گستردهای توسط سپاهیان هندی علیه ظلم و بیعدالتی بریتانیا شکل گرفت، اما به شدت سرکوب شد. پس از آن، بریتانیا حکومت مستقیم خود را در هند آغاز کرد که تا سال ۱۹۴۷ ادامه یافت.
در این دوره، منابع طبیعی هند به نفع بریتانیا استخراج میشد، صنایع محلی نابود گردید و مردم هند با مالیاتهای سنگین و قحطیهای مصنوعی مواجه شدند. با گذشت زمان، مبارزات مردمی علیه استعمار شدت گرفت. شخصیتهایی مانند مهاتما گاندی و جواهر لعل نهرو نقش کلیدی در مبارزه با استعمار ایفا کردند. سرانجام، هند پس از دههها مقاومت در سال ۱۹۴۷ به استقلال رسید.
افغانستان و استعمار غیرمستقیم:
افغانستان هرگز به صورت کامل مستعمره نشده است، اما هدف رقابتهای استعماری بین بریتانیا و روسیه بوده است. سه جنگ میان افغانستان و بریتانیا رخ داد، ولی مردم دلیر افغانستان با مقاومتهای شبانهروزی، استقلال خود را حفظ کردند.
نقش بریتانیا در استعمار فلسطین:
بریتانیا پس از جنگ جهانی اول و فروپاشی امپراتوری عثمانی، طبق قیمومیت جامعهٔ ملل، ادارهٔ فلسطین را از سال ۱۹۲۰ تا ۱۹۴۸ به عهده گرفت. در سال ۱۹۱۷، با صدور اعلامیهٔ بالفور، بریتانیا از تأسیس وطن ملی یهودیان در فلسطین حمایت کرد که آغازگر مهاجرت گستردهٔ یهودیان و درگیری با جمعیت عرب بومی شد.
سیاستهای بریتانیا باعث تشدید تنشها میان اعراب و یهودیان گردید. در سال ۱۹۴۸، بریتانیا بدون حل بحران، قیمومیت را پایان داد و به خروج از فلسطین اقدام کرد که به اعلام تشکیل اسرائیل و آوارگی گستردهٔ فلسطینیان انجامید.
نتیجهگیری
استعمار یک پدیده ویرانگر است که در تاریخ بشر، کشورهای قدرتمند برای اهداف اقتصادی، سیاسی و نظامی، ملتهای ضعیفتر را تحت سلطه خود قرار دادهاند. در نتیجه، منابع طبیعی غارت شد، فرهنگها نابود گردید و ملتها به فقر، جهل و وابستگی دچار شدند.
بنابراین، شناخت دقیق تاریخ استعمار برای جوانان و ملتها ضروری است تا از تکرار تجربههای تلخ گذشته جلوگیری کرده، هویت خود را بازسازی نمایند و همچنین در برابر اشکال جدید سلطه و استعمار نوین ایستادگی کنند.