نویسنده: مفتی حبیبالله کریمی
دولت پاکستان از آغاز پیدایش خود تاکنون، در سیاست خارجی و منطقهای به رویکردی پیچیده و چندلایه مشهور بوده است. رفتارهای سیاسی این کشور غالباً با وعدههای متناقض، مواضع دوگانه و اقدامات پشتپرده همراه بوده و همین امر سبب بیاعتمادی گسترده میان کشورهای منطقه، بهویژه افغانستان، شده است.
یکی از عوامل بنیادی این سیاستهای مبهم، وابستگی دیرینه پاکستان به ایالات متحده آمریکا است. از دوران جنگ سرد تا امروز، آمریکا همواره پاکستان را بهعنوان ابزار پیشبرد اهداف استراتژیک خود در جنوب آسیا و جهان اسلام استفاده کرده است. در مقابل، واشنگتن میلیاردها دالر کمک مالی، نظامی و استخباراتی در اختیار اسلامآباد قرار داده و همین وابستگی، قدرت تصمیمگیری مستقل را از دولت پاکستان گرفته است.
در نتیجه، بسیاری از تحلیلگران معتقد هستند که سیاست خارجی پاکستان در حقیقت ادامهای از خواست و اراده واشنگتن است. چه در موضوع افغانستان، چه در مبارزه با تروریزم، و چه در رقابتهای منطقهای، پاکستان غالباً در چارچوب سیاستهای آمریکا حرکت کرده و گاهی برای جلب رضایت واشنگتن، اقداماتی انجام داده که بر خلاف منافع همسایگانش بوده است.
این وضعیت نوعی تابعیت و غلامی سیاسی را نشان میدهد؛ بهگونهای که تصمیمگیریهای کلان پاکستان بدون هماهنگی با آمریکا بهندرت اتفاق میافتد. نتیجه این وابستگی، همان سیاستهای دوگانه و مکارانهای است که همواره باعث بیثباتی در منطقه شده است.
تا زمانی که اسلامآباد استقلال واقعی در سیاست خارجی پیدا نکند و از تکیه بر قدرتهای خارجی دست برندارد، نمیتواند نقش مثبت و سازندهای در منطقه ایفا کند، و کشورهای همسایه نیز همچنان از پیامدهای این سیاستهای چندگانه آسیب خواهند دید.