نویسنده: محبوبی
فصل سوم: سکولاریسم
- تأثیرات سکولاریسم
سکولاریسم مدعی است که به دلیل خارج کردن ارزش های دینی از دایره سیاست و اجتماع، قادر است اصول، قوانین و روابط موجود در اجتماع را بر پایه عقل بجای اتکاء بر ارزش های آسمانی که ثابت و غیر قابل تغییرند، سامان دهد. نتیجه طبیعی چنین ادعائی این است که انسان ها بجای درگیرشدن در اختلافات مذهبی و جنگ که ریشه در مفاهیم دینی غیر قابل گفتگو دارد، میتوانند با تکیه بر عقل و بحث و اقناع اختلافات میان خود را حل کنند و نهایتاً صلح و آرامش جایگزین جنگ و خونریزی شود. از نظر سکولارها اشکال ورود دین به محوطه سیاست این است که مذهبیون هیچ اعتقادی به بحث و گفتگو ندارند چرا که مذهب از دید آنان محل گفتگو و مذاکره نیست. بی طرفی، از دیدگاه آنان به سکولاریسم حالت جهانشمول میدهد؛ به این معنی که تفکر بی طرف سکولار قادر است در همه کشورها و جوامع جهان پیاده شود و انسان ها را به صلح و دوستی رهنمون شود. بلافاصله برای مخاطبان سکولارها که ذهن کنجکاوی دارند، این سؤال مطرح میشود که آیا بزرگ ترین خونریزی های تاریخ بشر که در جنگ اول و دوم جهانی صورت گرفت و به مرگ ده ها میلیون انسان و ویرانی بخشی از جهان منجر شد، بر اثر برخورد نظام های سکولار صورت نگرفت؟ اگر وجه تعقل و خرد غالب است، چنان فاجعه هایی چگونه اتفاق افتاد؟ باید دانست که سکولارها در ادعای خود بی طرف نیستند و دقیقاً از یک مجادله دینی برای بیرون راندن رقبای خود یعنی ادیان الهی از صحنه استفاده میکنند.
در ادامه به ذکر برخی از آثار سکولاریسم در جامعه پرداخته شده است:
أ. فقر معنوی و ناامیدی
یکی از تاثیرات سکولاریسم، افزایش فقر معنوی و ایجاد ناامیدی است؛ زیرا سکولاریسم بهعنوان تفکیکی بین دین و دولت، گاهی اوقات با کاهش اهمیت ارزشهای دینی و معنوی همراه است. در جوامع سکولار، مذهب کمتر در زندگی روزمره مردم دخالت دارد و این امر منجر به احساس پوچی و بیمعنایی زندگی می گردد. ایدئولوژی سکولاریسم به نیازهای روحی و معنوی انسان توجهی ندارد؛ حال آنکه انسان ذاتاً موجودی روحانی است که به معنویت و تعلق خاطر نیازمند است. سکولاریسم گاهی اوقات به طور تبعی، این نیازها را نادیده میگیرد و به دنبال پاسخهای مادی برای زندگی می-گردد. همچنین سکولاریسم، افسردگی و اضطراب انسان ها را افزایش میدهد؛ تحقیقات نشان دادهاند که افرادی که در جوامع سکولار زندگی میکنند، نرخ بالاتری از افسردگی و اضطراب را تجربه میکنند. این امر دقیقاً به دلیل فقدان امید و هدف در زندگی است که توسط مذهب و ارزشهای معنوی تأمین می شود.