نویسنده: حامد سلطانی
واژۀ «استعمار» از ریشۀ «عمر» به معنی آباد کردن و عمران گرفته شده است. در اصل، استعمار به معنای درخواست آبادانی یا طلب عمران است؛ اما این واژه در کاربردهای جدید، معنایی منفی و سیاسی یافته و به «تسلط یک کشور یا قدرت بیگانه بر کشور یا ملت دیگر به قصد بهرهکشی و سلطهجویی» اطلاق میشود. در فرهنگ مجمع اللغة العربیه آمده است: «الاستعمار» یعنی بسط نفوذ یک دولت یا گروه بر مردم یا سرزمینی و بهرهکشی و سودجویی از آنان.
مفهوم اصطلاحی استعمار:
در اصطلاح سیاسی و اجتماعی، استعمار به معنای تسلط یک کشور یا قدرت بیگانه بر ملتی دیگر از راه اشغال نظامی، نفوذ فرهنگی، اقتصادی یا سیاسی، به منظور بهرهبرداری و سلب استقلال آن ملت است. در واقع، استعمار امروزه تنها به اشغال نظامی محدود نمیشود، بلکه شامل موارد زیر نیز هست: استعمار فکری و فرهنگی، استعمار اقتصادی (استثمار منابع)، استعمار سیاسی (تحمیل نظام حکومتی یا قوانین) و حتی استعمار روانی و ذهنی (تحقیر ملتها و تضعیف روحیۀ آنان).
دیدگاه شیخ قرضاوی درباره استعمار:
به باور او، استعمار فقط اشغال سرزمینها نیست، بلکه اشغال افکار و ذهنها خطرناکتر و ماندگارتر است. ایشان گفتهاند: «استعمار نظامی رفت، ولی استعمار فرهنگی، اجتماعی، فکری و حتی قانونگذاری باقی ماند.» همچنین تأکید کردهاند که استعمار امروزه در قالب جهانیسازی ظاهر شده است. یکی از خطرناکترین اشکال استعمار، تقلید کورکورانه از غرب است و ملتهای اسلامی باید خودباوری فرهنگی و دینی پیدا کنند تا از سلطۀ استعمار رها شوند.
دیدگاه ابوالحسن ندوی درباره استعمار:
از نگاه ایشان، استعمار تنها حمله نظامی نیست، بلکه سلطهای تمدنی و فکری است. ندوی معتقد است: «تسلط بیگانگان بر مسلمانان در نتیجه ضعف فکری و تمدنی آنان روی داده است؛ وضعیتی که در آن، امت اسلامی ابتکار و رهبری تمدن را از دست داده و دنبالهرو غرب شده است.»
نمونههایی از استعمار غرب:
استعمار غرب در عصر کنونی عمدتاً به شکلهای گوناگون نفوذ اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و نظامی بروز میکند که بهطور غیرمستقیم، هدفمند و اغلب از طریق ابزارهایی مانند شرکتهای چندملیتی، سازمانهای بینالمللی و سیاستهای دولتهای بزرگ اعمال میشود. این نوع استعمار در قالبهای زیر مشاهده میشود:
۱. استعمار اقتصادی:
در عصر حاضر، بسیاری از کشورهای توسعهیافتۀ غربی از طریق شرکتهای چندملیتی مانند اپل، گوگل و مایکروسافت که بازارهای خود را در کشورهای در حال توسعه گسترش دادهاند، با سرمایهگذاری و اعمال سیاستهای مالی و تجاری، در این کشورها نفوذ میکنند و از نیروی کار ارزان بهره میبرند. این نوع استعمار عمدتاً با بهرهگیری از منابع طبیعی و استخراج آنها، بهویژه نفت و مواد معدنی، درآمدهای عظیمی برای آنها فراهم میکند؛ چنانکه در افغانستان چنین عمل کردند.