نویسنده: محبوبی
در تاریکترین فصلهای تاریخ معاصر، مردم مظلوم غزه بار دیگر در کانون توجه بازیگران بینالمللی قرار گرفتهاند. طرح پیشنهادی دونالد ترامپ برای استقرار یک «نیروی تثبیتکننده بینالمللی» در غزه و درخواست او از پاکستان برای مشارکت در این نیرو، تنها حلقهای جدید از زنجیره مداخلات خارجی است که سرنوشت فلسطین را به بازی گرفته است. این اقدام، نه برای حمایت از حقوق فلسطینیان، بلکه حرکتی حسابشده برای تثبیت سلطه رژیم صهیونیستی و خفهسازی صدای مقاومت است.
نکته قابل تأمل در این میان، نقش درخواستی پاکستان است. رژیمی که همواره ادعای دفاع از امت اسلامی و آرمان فلسطین را فریاد می زند، اکنون با آزمونی بزرگ برای سنجش صداقت ادعاهایش مواجه شده است. گزارش رویترز از سفر قریب الوقوع جنرال عاصم منیر، لوی درستیز پاکستان، به واشنگتن برای گفتوگو در این خصوص، گویای عمق ارتباط پنهان و همکاری نظامی اسلامآباد با واشنگتن است. این رابطه نزدیک، پرسشهای جدی درباره ماهیت واقعی رژیم پاکستان و اولویتهای آن ایجاد میکند.
از منظر دینی و اخلاقی، هرگونه همکاری با طرحی که هدف نهایی آن تضعیف مردم غزه و تقویت دشمن صهیونیست است، گناهی نابخشودنی محسوب میشود. در منطق اسلام، حمایت از مظلوم و دشمنی با ظالم، اصلی تغییرناپذیر است. چگونه میتوان ادعای مسلمانی کرد، اما در عملی شریک شد که زندان بزرگ غزه را محکمتر میسازد؟ حضور سربازان یک کشور مسلمان در کنار نیروهای اشغالگر، نه تنها خیانت به آرمان فلسطین، بلکه خیانت به خون شهدا و کرامت امت اسلامی است.
سیاستهای ترامپ در قبال فلسطین، همواره نشاندهنده بیاعتنایی کامل به حقوق انسانی و موازین بینالمللی بوده است. انتقال سفارت آمریکا به بیتالمقدس، به رسمیت شناختن حاکمیت اسرائیل بر بلندیهای جولان و اکنون پیشنهاد تشکیل نیروی بینالمللی برای غزه، همه بخشی از نقشهای بزرگ برای پایان دادن به آرزوی دیرینه مردم فلسطین برای تشکیل دولت مستقل است. ترامپ و متحدانش بر این باورند که میتوانند با زور و فشار، اراده یک ملت را در هم بشکنند، اما تاریخ ثابت کرده است که مقاومت مردمی شکستناپذیر است.
نارضایتیهای داخلی در پاکستان در صورت موافقت با این درخواست، کاملاً قابل پیشبینی است. ملت پاکستان که همواره در دل خود عشق به فلسطین را پرورش داده، هرگز نخواهد پذیرفت که سربازانش به عنوان بخشی از نیروهای اشغالگر در سرزمینهای اسلامی حاضر شوند. این اقدام میتواند به جرقهای برای اعتراضات گسترده در داخل پاکستان تبدیل شود و مشروعیت حکومت را با چالشی جدی مواجه سازد. راه واقعی کمک به مردم غزه، نه فرستادن نیروی نظامی برای تثبیت وضع موجود، بلکه پایان دادن به محاصره ناعادلانه، تأمین نیازهای اولیه انسانی و احقاق حقوق مسلم فلسطینیان است. جهان اسلام باید به جای همراهی با طرحهای استعماری، از مقاومت قانونی و مشروع فلسطین حمایت کند و اجازه ندهد که کرامت و حق تعیین سرنوشت این ملت، قربانی بازیهای سیاسی قدرتهای بزرگ شود.
سرانجام باید گفت که مردم غزه در سختترین شرایط، درس مقاومت و عزت را به جهانیان میآموزند. آنان ثابت کردهاند که با ایمان و اراده میتوان در برابر ظالم ترین قدرتهای جهان ایستادگی کرد. اکنون نوبت کشورهای مسلمان است که با تصمیمگیریهای خردمندانه و مبتنی بر اصول اسلامی، از این مقاومت تاریخی حمایت کنند و اجازه ندهند نام اسلام و مسلمانی برای پیشبرد اهداف شوم استعمار مورد سوءاستفاده قرار گیرد.