تألیف: اسماعیل راجی الفاروقی
توحید؛ به منزلهی جوهر و جانمایهی تمدن
مدارا
مدارا به عنوان یک اصل روش شناختی، بیانگر وضعیت موجود تا زمان اثبات بطلان آن است و به این معنا، به نظریهی معرفت ارتباط مییابد و به عنوان اصل پذیرش امر مورد رغبت تا زمان اثبات بطلان رغبت به آن، به فلاسفهی اخلاق مرتبط میگردد. بر حالت اول، نام «سعه: ظرفیت / گنجایش» و بر حالت دوم «يُسر: آسان گیری» اطلاق میگردد. هر دو حالت نیز، از مسلمان در برابر بسته بودن به روی جهان و گرایش محافظه کارانهی کشنده حمایت میکند و مسلمان تشویق میگردد که به زندگی و تجربهی جدید رو بیاورد.
به علاوه، در هر دو حالت، فرد مسلمان تشویق میگردد که حقایق جدید را با عقل جویا و جهد سازنده خویش به دست بیاورد و به این ترتیب، تجربه و حیات خویش را توانگر «و بی نیاز» سازد و فرهنگ و تمدن خود را نیز همواره به پیش ببرد.