تألیف: اسماعیل راجی الفاروقی
توحید به مثابهی نخستین اصل در فلسفهی ماوراء الطبيعي
جنبهی محتوا «ادامه»
اینکه قوانین طبیعت، نظامهای خداوندند که قابل همراهی و همگامی نیستند، به این معنا است که خداوند طبیعت را از طریق علت و معلول مهار کرده است و هیچ نظامی را پدید نمیآورد؛ مگر علتی از علت دیگر که همواره همان صفات علت (قبلی) را دارد. تداوم این سببیت، دقیقاً همان است که آزمایش و اکتشاف آن ـ و از این رو علم به آن ـ را امری ممکن میسازد. علم نیز چیزی جز جستوجوی این گونه علیّت تکرار شونده در طبیعت نیست؛ چرا که روابط علّی و معلولیای که طیف علیت را ایجاد میکنند، در طیفهای دیگر نیز تکرار پذیرند. تأسیس این روابط نیز، به معنای تأسيس قوانين طبيعت است. این امر نیز برای تابع ساختن قوای طبیعت در برابر علّیّت، برای سیطره و جهت دهی یک پیش فرض و شرطی برای برخورداری و بهرهمندی انسان از طبیعت است.