نویسنده: محبوبی
فصل دوم: دموکراسی در فراشد زمان
پیشینهی دموکراسی در افغانستان
ب. دورهی بیستسالهی جمهوریت (ادامه)
تمام این حوادث و اتفاقات، فقط چشمی بینا و گوشی شنوا میطلبد. پس از حقوق بشر، حق آزادی بیان، آزادی مطبوعات، آزادی عقیده و اندیشه و… در افغانستان جار زده شد. نتیجهٔ این آزادیها چه بود؟ ترویج اندیشههای سکولاری و بیدینی. این تفکر در عصر جمهوریت چنان ریشه دوانده بود که تمام مراکز علمی و پوهنتونهای کشور را تحت تأثیر قرار داده بود، تا آنجا که میخواستند مضمون ثقافت اسلامی را از نصاب تحصیلی کشور حذف نمایند. صنفهای درسی تبدیل به محلی برای مناقشه بر سر اندیشههای سکولاری شده بود. تعدادی از محصلان چنان به این اندیشه آغشته شده بودند که گاهی خداییِ خدا را به چالش میکشیدند.
به بهانهٔ آزادی عقیده، تبشیریهای مسیحی در مکانهای مختلف، از جمله در کابل، لانه کرده بودند و عدهای از جوانان را به گمراهی سوق دادند. به بهانهٔ آزادی رسانه و مطبوعات، بارها در شبکههای تلویزیونی به قرآن کریم توهین شد. به بهانهٔ دموکراسی، انتخاباتی ظاهری، مملو از تقلب و خیانت، راهاندازی گردید که هر بار، مبالغ هنگفتی از سرمایههای ملی صرف تبلیغات دروغین میشد. پارلمانی شکل گرفت که بیتردید، در عصر جمهوریت، پایگاه فساد، فحشا و چور و چپاول سرمایههای این ملت بوده است.
اینها دقیقاً گوشهای از دستاوردهای دموکراسی در بیست سال جمهوریتاند که اگر به تمام آنها پرداخته شود، بهاصطلاح، کتابی هفتاد من کاغذ خواهد شد و از حوصلهٔ این پژوهش بیرون است.