این جهان در واقع کانون ناباوریها و اوهام است و تنها فـرد باایمـان اسـت کـه یقینی همیشه جاوید و عقیدهای تغییرناپذیر دارد. او با یقین خود در این عالم اوهام، همچون فانوس راهب در بیشهای تاریک و تاری در دریای ظلمات و جزیرهای است که ناامیدان بدان پناه میبرند و یا بسان کوهی است که سیل نمیتواند از جایش بکند و طوفان نمیتواند آن را تکان بدهـد. او از یقیـنش ذرهای کاسـته نمیشـود، هرچنـد هیچکس هم با او موافقت نکند و او را تصدیق ننماید و هیچ چیز نمیتواند تصـمیم او را سست کند و یا او را به نرمش وادارد. گاه عدهای از مردم با او مخالفت میکننـد و برخی از او انتقاد میگیرند و اگر کسی از او اطاعت میکند از روی اکـراه اسـت و مخالفین از او میگریزند، ولی او به این چیزها اهمیت نمیدهد و همانند شمشـیری میبرد تا وقتی که با یقین خود هزاران سرباز شک و دودلی را از پای درآورد و ابرهای وهم و هراس را از خود دور کند و یقین او همانند طلوع صبح نمایان گردد.
بازگشت به اسلام «سید ابوالحسن ندوی»!