فهرست بستن

آموزش در آیینه زمان (روایتی از دوران جمهوریت)


فصل چهارم: آموزش در نظام جمهوریت
ادامه‌ی دوره معارف
کیفیت و کمیت نامناسب

ب- تدریس خلاف رشته: یکی دیگر از عوامل مهم و تأثیرگذار بر کیفیت نظام آموزشی کشور، تدریس خلاف رشته بوده است. به دلیل نبود اساتید ورزیده و متخصص، مضامین درسی بدون در نظر داشت علاقه، توانایی و تخصص اساتید، جهت تدریس به آن‌ها سپرده می‌شد که این خود سرانجام به بحران بزرگ بی‌سوادی شاگردان منتهی می‌شد. این معضل نه‌تنها در مناطق دور افتاده‌ی کشور وجود داشته، بلکه در مراکز و مکاتب و مدارس داخل‌شهری نیز به‌وفور وجود داشته است. در آماری که در یک سال تحصیلی گردآوری شده است، تعداد 51611 تن از معلمان که 28 فیصد از کل معلمان را تشکیل می‌دهند، خلاف رشته به شغل معلمی مشغول بودند. ازآنجایی‌که خودم دانش‌آموخته‌ی دوران جمهوریت هستم، تجربه‌ی این موارد را به‌خوبی کسب کرده‌ام. بسیار اتفاق می‌افتاد که در مکتب در صنف‌های دوره‌ی متوسطه مضمون قرآن کریم ما را به معلمی می‌سپردند که از تجوید قرآن کریم آگاهی نداشت. یا در مدرسه مضمون دری ما را به استادی می‌سپردند که از شرعیات فارغ شده بود و از اوزان شعری چیزی نمی‌دانست.
ج- شلوغ بودن صنف درسی: از جمله معضل‌های آموزشی در نظام جمهوریت که بر کیفیت آموزش و یادگیری تأثیر بسزایی داشته است، شلوغ بودن صنف‌های درسی بوده است. در نظام جمهوریت نسبت دانش‌آموز به معلم به طور اوسط 45 شاگرد بر یک معلم بوده و این نسبت بین ولایات از 33 تا 78 دانش‌آموز متغیر است. باید اذعان نمود: وقتی در یک صنف درسی که در بیشتر موارد یک خیمه، فضای آزاد و یا سقف‌های غیر استاندارد بوده، جمع کثیری از دانش‌آموزان به رهبری یک معلم که شاید خلاف رشته‌ی تحصیلی‌اش باشد و یا از سواد کافی برخوردار نباشد، مشغول به فراگیری علم و ادب باشند، از کیفیت چندانی برخوردار نخواهد بود؛ زیرا شاگردان به‌نوبت نمی‌توانند حتی کی درس را از رو بخوانند و معلم نیز نمی‌تواند کارخانگی شاگردان را ملاحظه نماید.

ادامه دارد…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *