نویسنده: نورالحق خادمی
موضوع: علل جنگهای داخلی ( نخبگان سیاسی مخرب)
در تمام کشورهای دنیا علاوه بر تأثیرات فرهنگ، جغرافیا، علم و دانش، نهادهای اقتصادی، این نخبگان سیاسیاند که باعث رشد و شکوفایی کشورشان میشوند. آنان که در رأس هرم قدرت و رهبران جامعهاند، بهآسانی توان سمت سو دهی به خطمشی ملت، بهجانب درست و موفقیت آفرین را دارند. در مقابل نخبگان سیاسی بد و مخرب تأثیرات نابود کنند و ویرانگری بر تمام نهادها در یک جامعه دارند.
در افغانستان بعد از کودتای 7 ثور، رهبران سیاسی، آنها که به ندرت از تحصیلات عالی و تجربه کافی حکومتداری برخوردار بودند و چه آنان که از سواد و تجربه کافی برخوردار نبودند، هیچ یک نه تنها به منافع ملی فکر نمیکردند، بلکه در پی تخریب ملت و رشد جناح و حزب منسوب به خود بودند. بعد از به قدرت رسیدن احزاب کمونیست که باعث و بانی تمام رنجهای ملت بودند، رهبران این احزاب، ترور و کشتن افراد باسواد و متدین را در اولویت کار خود قرار داده هزاران نفر از سرمایههای دانش ملی از استادان، متعلمان، محصلان، متنفذین، علماء و طالبان علم را زنده به گور نمودند تا ریشه فرهنگ دینی را (به گمان خود) از بنیاد خشک نمایند و تنها اندیشه و فکر سوسیالیستی وارداتی نا متناسب با اوضاع افغانستان را باقی گذارند. {یرِیدُونَ لِیطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کرِهَ الْکافِرُونَ} [الصف: 8]. ترجمه: می خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند و حال آنکه خدا گر چه کافران را ناخوش افتد نور خود را کامل خواهد گردانید. این رفتار جاهلانه و دحشتناک رهبران و پیروان مکتب کمونیزم، عامل قیام یکپارچه تمام اقشار ملت بر علیه این نظام استبدادی گردید. حکومت کمونیستی برای ازبینبردن علم و دانش، معلمین را که انتقال دهندهی فرهنگ و دانش هستند، دخیل در مسائل حزبی و سیاسی نموده تا باعث نفرت مردم از مکتب، تحصیل و علم شوند. این رفتار عامدانه و ظالمانه عامل مکتب سوزی و معلم کشی و دوری از علم دانش گردید. این حرکت ظالمانه باعث سقوط سریعتر عموم ملت در دام بیسوادی مفرط گردید.
ادامه دارد….
رد پای کمونیزم