فهرست بستن

بازگشت به اسلام «سید ابوالحسن ندوی»

ترتیب‌کننده: کرار

فصل سوم

ادامه صورت و حقیقت
ابوطلحه مشغول نماز بود. در ایـن موقـع پرنـده‌ای بـه بسـتانش داخـل می‌شـود و نمی‌تواند از آنجا بیرون برود و حواس ابوطلحه رضی الله عنه را متوجه خود می‌کند، او پـس از تمام‌کردن نماز، بستان را در راه خدا صدقه می‌دهد، چون دوست نداشت چیزی او را از حقیقت نمازش غافل سازد و قلبش را به خود مشغول دارد! بستان و محصولات آن هم حقیقت دارند و این حقیقت اسلام است که می‌تواند بر آنها غالب شـود، نمـاز امروز ما عاری از چنین حقیقتی است و بدین جهت نمی‌توانـد در برابـر پسـت‌ترین حقایق مادی مقاومت نماید.
مسلمانان در جنگ یرموک فقط چند هـزار نفـر بودنـد، در حـالی کـه تعـداد رومی‌ها به دوصدهزار و حتی بیشتر هم می‌رسید. وقتی یک مسیحی که در کنار مسلمانان مشغول نبـرد بـود، می‌گویـد: رومی‌هـا چقدر زیاد هستند و مسلمانان اندک، خالد رضی الله عنه پاسخ می‌دهد: «به خدا سوگند، اگـر اشقر آسیب ندیده بود، دوست داشتم تعداد آنها چندین برابر می‌شد». راستی چرا خالد آنقدر دلگرم و مطمئن بود و این شمار ترسناک، اندیشه و خاطر او را بـه خـود مشغول نکرد و این لشکر انبوه روم، در نظر او بزرگ جلـوه ننمـود؟ زیـرا او بـه خـدا مؤمن و معتقد بود و به یاری و پشتیبانی او اعتماد داشت و می‌دانست که حـق بـا او است و طرف او تنها یک صورت است و روم صورتی اسـت فـارغ از حقیقـت، و او اعتقاد داشت صورت هرچند هـم زیـاد باشـد، نمی‌توانـد در برابـر حقیقـت اسـلام مقاومت کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *