ترتیبکننده: کرار
فصل سوم
ادامه صورت و حقیقت
حالا سری هم به خودمان بزنیم و ببینیم آیا همین حقیقت است که به دلهای ما نفوذ کرده است و در رگهایمان جریان دارد و آیا نهال زندگی ما با ایـن آب، آبیـاری میشود؟ متاسفانه خیر، بلکه ما در زندگی خود از صـورت بیشـتر از حقیقـت بهـره بردهایم و در واقع این همان نقطه ضعف ما در زندگی و راز بدبختی و گرفتاریهـای ماست، همۀ ما ایمان داریم که آخرت، بهشت و جهنم و رستاخیز حق اسـت، ولـی آیا ما هم آن ایمان راستین اصحاب پیامبر صلیالله علیه و سلم و پیروان آن اصحاب را داریم؟ یکـی از آنها از رسول خدا صلیالله علیه و سلم میشنود که میفرماید: «به سوی بهشـتی کـه پهنـای آن، آسمانها و زمین است رهسپار شوید»، بلافاصله خرماهایی را که در دست داشت و میخواست بخورد، دور میاندازد و میگوید: اگر تا وقتی کـه تمـام ایـن خرماهـا را بخورم، زنده بمانم، زیاد عمر کردهام، آنگاه به قتـال مشـرکین پرداخـت تـا ایـن کـه سرانجام خود نیز جان را به جان آفرین تسلیم کرد، زیرا بهشت در نظر او حقیقتی بود که تردیدی در آن نداشت، یا کسی که به یقین رسیده باشد، مانند «انـس بـن نضـر» میگوید: «بوی بهشت از دامنۀ احد به مشام من میرسد».