فهرست بستن

فریادهای خاموش (روایاتی از زندان های دوره اشغال افغانستان)


نویسنده: محبوبی
فصل دوم: زندان های خوفناک افغانستان
ادامه زندان پلچرخی
زندان پلچرخی در دوره‌ی کمونیستی

پیش از اینکه به بحث و بررسی پیرامون زندان پلچرخی در این دوره پرداخته شود، خالی از اهمیت نیست که نخست به مباحثی در مورد نوعیت نظام در دوره‌ی حاکمیت حزب دموکراتیک خلق و طرز تفکر آن در مورد عدالت جنایی پرداخته شود. نظام کمونیستی مبتنی بر حاکمیت حزب دموکراتیک یک نظام ایدئولوژیک با گرایش چپی بود که توسط شوروی سابق هدایت و رهبری می‌شد. با توجه به گرایش ایدئولوژیک حزب و اتکا نظام به قوت عسکری، تمام دوره‌ی حاکمیت اقتدار حزب در حالت حکومت نظامی و آماده‌باش برای جنگ سپری شد. با در نظر داشت این وضعیت، تعریف این نظام از جرم و مجرم دقیقاً مشخص نبود؛ زیرا عملاً هر شخصی که در مقابل اهداف نظام قرار می‌گرفت و یا حتی اشخاصی که به عقاید متفاوت از تفکر چپی گرایش می‌داشت، مجرم شناخته شده و تحت بازداشت و شکنجه قرار می‌گرفت. اگر چه حزب دموکراتیک خلق افغانستان اساساً یک حزب به‌حساب آمد، اما این حزب دارای دو شاخه‌ی خلق و پرچم بود که هر دو از تفکر واحد کمونیسم سرچشمه می‌گرفت و بر سر ایجاد دو سیستم متفاوت حکومت‌داری با هم در رقابت شدید قرار داشتند (امین، بی‌تا: 261).
نظام کمونیستی از نگاه ثبات، در مدت زمان کوتاه حاکمیت تغییرات زیادی را در حلقه رهبری حزب و ریاست جمهوری تجربه کرده است و می‌توان گفته که همین تغییرات متواتر به‌نوعی در عدم ایجاد یک سیستم منصفانه عدالت جنایی دخیل بوده است. برای ترسیم تصویری واضح‌تر از این تغییرات و تحولات، در ذیل به گونه‌ی گذرا به تغییرات و تحولات رهبری حزب پرداخته شده است: نظام کمونیستی در افغانستان با روی کار آمدن نور محمد تره‌کی که طرف‌دار سرسخت شوروی سابق بود، آغاز شد. تره‌کی در بین سال‌های 1344-1358 زمام امور حزب دموکراتیک خلق را به عهده داشت و ازآنجایی‌که تره‌کی مزدور و دست‌نشانده‌ی مسکو بود، افغانستان در زمان ریاست جمهوری وی (1357-1358) با اتحاد جماهیر شوروی سابق ارتباط نزدیک داشت. در سال 1358 حفیظ‌الله امین با خلع نمودن تره‌کی در نتیجه‌ی یک منازعه داخلی، به صفت رئیس‌جمهور و منشی عمومی کمیته‌ی مرکزی حزب (1358-1359) معرفی گردید. پس از روی کار آمدن امین، روابط افغانستان و اتحاد جماهیر شوروی به سردی گرایید. ازآنجایی‌که مسکو برای به دست گرفتن قدرت در افغانستان مدت‌ها تلاش کرده بود و هزینه‌های هنگفتی را به مصرف رسانده بود، نمی‌خواست در حساس‌ترین مرحله جنگ سرد با کشور مهمی مانند افغانستان روابط نامساعد داشته و هزینه‌هایش به هدر برود؛ از این جهت مصمم شد تا با مداخله مستقیم نظامی که تحت عنوان عملیات طوفان صحرا (333) در مسکو طراحی شده بود، به افغانستان تجاوز نماید. طی این عملیات روس‌ها نخست حفیظ‌الله امین را در دفتر کارش به قتل رسانده، سپس ببرک کارمل را به حیث منشی عمومی کمیته‌ی مرکزی حزب و رئیس جمهور افغانستان (1359-1365) منسوب و معرفی نمودند. پس از پنج سال حاکمیت کارمل، داکتر نجیب نخست به‌عنوان منشی عمومی کمیته‌ی مرکزی حزب و سپس به‌عنوان رئیس جمهور افغانستان (1365-1371) منتصب گردید (همان، 262).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *