نویسنده: نورالحق خادمی
موضوع: تجزیه طلبان
مثالهای از این نوع کشورها:
- کانادا یکی از کشورهای است که یکی از ولایات مهم و بزرگ آن بنام کبک که فرانسویزبان هستند ادعای استقلالخواهی یا تجزیهطلبی دارند. هر چند سال یکبار از مردم آن ایالت در باره تجزیهطلبی نظرخواهی میشود که استقلالطلبان با اختلاف اندکی در آن شکست میخورند. در طی 20 الی 25 سال اخیر هیچ گونه خشونتی از طرفین متقابل دیده نشده است.
- اسپانیا یکی دیگر از کشورهای نسبتا پیشرفته است که با مشکل تجزیهطلبی روبرو است. این کشور چون از نظر فرهنگی و اقتصادی عقبتر از دیگر کشورهای غرب اروپا است، به همان تناسب عنصر خشونت از هر دو جانب به مشاهده میرسد. این کشور سالانه شاهد چندین ترور و بمبگذاریهای مرگبار است. گروه جداییخواه ” اتا ” نزدیک به چهل سال است که برای تأسیس یک حکومت مستقل “باسک” در شمال اسپانیا و جنوب غربی فرانسه میجنگد و همیشه این موضوع جدای طلبی خود را بهصراحت اعلام کرده است.
- چکسلواکیا که در مرز بین اروپایی شرقی و غربی قرار دارد، چند سال پیش با تجزیه روبرو شد. چکها دارا تر بودند و نمیخواستند با اسلواکهای نادار و بیپول شریک باشند، اسلواکها هم پذیرفتند. به همین راحتی و بدون جنجال مسئله حل شد.
- در ایرلند شمالی گروه جدای طلبی بنام ارتش آزادی بخش ایرلند شمالی بود. این گروه سالها برای جدای از انگلیس جنگیدند اما در نهایت در سال 1998 میلادی با انگلیس پیمان آشتی به امضا رساند.
بریتانیای استعمارگر کبیر، زمانی نیمی از کره زمین را تحت کنترل یا استعمار خود داشت. در نیمه نخست قرن بیستم تعداد بسیاری از ملتها از جمله افغانستان، بزور از بریتانیا استقلال گرفتند. اما تعداد زیاد از ملتها در نیمه دوم قرن بیستم بهصورت مصالحت آمیز از بریتانیا کبیر استقلال گرفتند. بهاینترتیب بریتانیایی بزرگ تبدیل شد به انگلیس کوچک امروزی (شیطان بزرگ) که بعد از آزادی و مرزبندی کشورهای مستعمره بین آنان مصیب دوامداری را جاگذاشت.
ادامه دارد….