فهرست بستن

ترویج گمراهی (تبشیر مسیحیت در بیست سال اشغال افغانستان)


نویسنده: عبدالمنان محبوبی
فصل اول: مسیحیت در ترازوی نقد و بررسی
عقاید مسیحیت در ترازوی نقد
در باره خداوند –جلّ‌جلاله
باور به تثلیث

  1. پدر

مراد از «پدر» در نگاه مسیحیت فقط ذات «خدا» قطع نظر از صفت «کلمه» و صفت «حیات» است. این ذات برای وجود «پسر» اصل است. ناگفته نماند که مراد از «پدر» این نیست که کسی از او متولد شده است یا زمانی گذشته که «پدر» موجود بوده، اما «پسر» وجود نداشته است، بلکه پدر یک صفت خدایی (لاهوتی) است، مراد از آن فقط این است که پدر اصلِ پسر است. چنان که ذات اصل است برای صفت و زمانی که پدر موجود بوده، پسر نیز وجود داشته است. هیچ یکی بر دیگری اولویت زمانی ندارند (همان، 45).
مسیحیان برای اثبات این عقیده‌ی خرافی‌شان به عبارات بعضی از اناجیل استدلال می‌کنند. به‌عنوان نمونه در انجیل یوحنا، فصل هشتم، فقرۀ 19 چنین ذکر شده است: «به او گفتند: پدر تو کجاست؟ عیسی جواب داد: شما نه مرا می‌شناسید و نه پدر مرا، اگر مرا می‌شناختید، پدرم را نیز می‌شناختید».
اطلاق کلمه «أب» بر خداوند در انجیل لوقا، فصل دوم، فقرۀ 49 و در انجیل متی، فصل دهم، فقرۀ 32 نیز ذکر شده است.

نقد و بررسی
در نقد استدلال مسیحیان به اناجیل برای اثبات اقنوم «أب» باید گفت:
أ‌) در صفحات آینده، در بحث اناجیل به این موضوع پرداخته شده است که اناجیل با گذشت زمان دچار تغییر و تحریف شده است و مجهول بودن مؤلفین این اناجیل قداست آن‌ها را از میان برمی‌دارد و استدلال به آن‌ها برای اثبات مسائل مهمی چون تثلیث و اطلاق کلمه «أب» به خداوند، کاری است به‌دور از تأیید عقل و منطق.
ب‌) به فرض محال، ثبوت پدر بودن الله –جلّ‌جلاله- را برای مسیح (العیاذبالله) بپذیریم، مسیحیان خود به أبوت حقیقی به اعتبار این که پدر (الله) غیر از پسر (عیسی) باشد و وجود او مقدم بر وجود پسر (عیسی) باشد، باورمند نیستند؛ بلکه آنان به این باورند که «إله» مسیح است و مسیح «إله» است و وجود پدر بر وجود پسر سبقت زمانی ندارد. بر پایه‌ی این استدلال کلمه پدر که در اناجیل وارد شده است، همچنان پوچ و بی‌معنای باقی می‌ماند.
ت‌) بالفرض که اطلاق کلمه پدر بر الله –جلّ‌جلاله- از زبان حضرت عیسی –علیه‌السلام- ثابت شود، آن را بر معنای مجازی‌اش حمل می‌کنیم؛ زیرا در بسیاری از مواضع اناجیل، نسبت پدر بودن الله –جلّ‌جلاله- برای گروه و جماعت دیگری غیر از عیسی –علیه‌السلام- ذکر شده است؛ برای مثال: در انجیل متی، فصل 6، فقرۀ 1 چنین ذکر شده است: «اگر چنین کاری کنید، هیچ اجری نزد پدر آسمانی خود ندارید». در انجیل مرقس، فصل 11، فقرۀ 25 چنین ذکر شده است: «وقتی برای دعا می‌ایستید، اگر از کسی شکایتی دارید، او را ببخشید، تا پدر آسمانی شما هم خطاهای شما را ببخشد. اگر شما دیگران را نبخشید، پدر آسمانی شما هم خطاهای شما را نخواهد بخشید». در انجیل یوحنا، فصل 20، فقرۀ 17 نیز چنین ذکر شده است: «… اکنون پیش پدر خود و پدر شما و خدای خود و خدای شما، بالا می‌روم». در تمام این موارد به‌وضوح مشاهده می‌شود که عیسی –علیه‌السلام- پدر بودن الله –جلّ‌جلاله- تنها برای خود ثابت نکرده است، بلکه برای حواریون و اقوامی که مخاطب او بودند نیز ثابت نموده است؛ بنابراین، پدر بودن الله –جلّ‌جلاله- مختص عیسی –علیه‌السلام- نیست، در حالی که مسیحیان چنین عقیده ندارند و آن‌ها پدر بودن خدا را تنها برای حضرت عیسی می‌دانند و برای اثبات این تخصیص از اناجیل هیچ دلیل قانع کننده‌ی ندارند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *