نویسنده: نورالحق خادمی
موضوع: تجزیه طلبان
کشورهای جهان سوم
برابری طلبان
چنانچه در مبحث قبل دیدیم، تاریخ معاصر افغانستان از حالات فوق مستثنی بوده و کشور عزیزما در طول دوران معاصر خود همیشه با فشار و طمع خارجیها، بیکفایتی، ضعف و اختلافات داخلی حاکمان، قسمتهای از اطرف کشور تجزیه شده و هرگز ملت ما حتی در بدترین شرایط، حاضر به تجزیه کشور نبودند. مردم قسمتهای جدا شده از بدنه اصلی کشور، چه درخاک پاکستان، ایران و آسیای میانه بعد از سالیان زیاد، هنوز در حفظ روابط حسنه، حفظ فرهنگ اسلامی افغانی و روابط معنوی با مردم افغانستان، خود را شریک میدانند و در مشکلات وطن از قبیل ارتباط نیک با مهاجرین کمک و همکاری فراوانی نمودند.
حاکمان این مرز بوم باوجود داشتن نقاط ضعف فراوان هرگز حاضر نبودند خاک وطن تکه پارچه شود و به دامن اغیار بیفتد. در مناسبتهای مختلف برای الحاق مجدد قسمتهای جدا شده تلاشنمودند که متاسفانه به دلیل ضعف قدرت سیاسی اقتصادی و قرارگرفتن در بین دو قدرت بزرگ مخالف، موفق به آن نشدند. دشمنان این وطن در تمام دورها سعی کردند افراد وطن فروشی را تربیه نمایند و با همکاری آنان، باقی مانده کشور را یکجا بلعیده، به آرزوی دیرینه خود دست یابند، که همیشه این طرحها به لطف پروردگار و مردم بیگانه ستیز و قهرمان کشور، به نکامی مواجه شده است.
نابرابری حقوق اجتماعی مسئله ایست که بیشتر باعث تجزیهطلبی شده که گاه جدایی خواهان با رفتار مسالمت آمیز یا دست به اسلحه برده و خواهان حقوق برابر شدهاند. نبود عدالت است که انسانها را مجبور به جدایی طلبی میکند؛ اما همیشه این نابرابری حقوق اجتماعی از طرف همه حکومتها بهشدت انکار شده است.
در کشورهای که اقوام مختلف با زبان و ادیان مختلف زندگی میکنند اگر برابری حقوق وجود نداشته باشد، حتما آن کشورها دچار تجزیه میشوند. با توجه به شناختی که از گروههای تجزیهطلب وجود دارد، در تاریخ معاصر کشور ما در طول چند صدسال اخیر هیچ گروه تجزیهطلبی بهصورت مستقیم و مطلق وجود نداشته است.
ادامه دارد…
طرح ناکام تجزیه افغانستان