نویسنده: محبوبی
فصل دوم: زندان های خوفناک افغانستان
ادامه زندان پلچرخی
زندان پلچرخی در دورهی بیستسالهی جمهوریت
ادامه
با این وضع، زندان پلچرخی همواره بهعنوان بزرگترین زندان افغانستان، مورد توجه و عنایت دولت مرکزی و کشورهای تمویل کننده، بهخصوص آمریکا و انگلستان قرار داشت. اصلاحاتی که قرار بود با تمویل پروژههای انکشافی و اصلاحی این دو کشور در محبس پلچرخی و سایر زندانها ایجاد شود، در مراحلی از تطبیق به انحراف کشیده شد و نتوانست به مدارج بالاتر رشد نموده و بهبود متوقعه را در نظام زندان، بهخصوص زندان پلچرخی ایجاد نماید. مهمترین دلیل انحراف و ناکامی پروژههای انکشافی و اصلاحی، پدیدهی شوم فساد اداری بود. فساد اداری، در عصر بیستسالهی جمهوریت و نظام دموکراسی، ضربات جبرانناپذیر مادی و معنوی بر پیکر جامعه افغانستان وارد نموده و سالانه مبالغ هنگفتی از ثروت و دارایی این مملکت را به دستان بیمهر تاراجگران سپرده است. این پدیده، در نظام جمهوریت به یک معضل پیچیدهی اجتماعی و همهگیر تبدیل شده بود؛ به گونهی که تمام نهادها و ارگانهای دولتی را به لباس فساد ملبس نموده بود. اگر چه دولت آن وقت افغانستان برای زدودن فساد از ادارات دولتی تلاشهای کرده بود و تعداد اندکی از دوسیههای فساد اداری را مورد بررسی و بازخواست ظاهری قرار داده بود، اما فساد در نظام جمهوریت فراگیر بود و همهی عاملان و دستاندرکاران نظام، از مقام ریاست جمهوری تا پایینترین مقام، در لجنزار فساد اداری شناور بودند. شاید بهندرت ادارهی از بیماری مهلک فساد اداری جان سالم به در برده باشد. تلاشهای دولت برای زدودن فساد، ظاهری و جهت دلخوشی مردم بود و گر نه کسی که خودش به لباس فساد ملبس باشد، چگونه دیگران را از فساد منع میکند. پدیدهی شوم فساد، سرنوشت برنامههای بزرگ اصلاحی را در زندان به ناکامی سوق داده و سبب تلف شدن وقت و منابع هنگفتی گردید که پروژهی 18 میلیون دالری اداره انکشافی ایالات متحده آمریکا برای بازسازی محبس مرکزی نمونهی بارز آن است.