ترتیبکننده: کرار
فصل چهارم
انقلابی در طرز فکر:
البته من نمیخواهم تأثیر عوامل و اسباب را انکار نمایم و دعوت به توکل سـلبی (توکل بر خدا و سلب مسئولیت از خود) بکنم و اصولا من از کسـانی کـه در عـالم خواب و خیال به سر میبرند و نیاز به داشتن آمـادگی و اسـتعداد را انکـار میکننـد، نیستم بلکه این فرمایش خدای تعالی را خواندهام که:
وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ.
هرچه در توان دارید برای (مقابله با) آنها آماده کنید.
من جهان اسلام و ملتها و دولتهایش را در کتاب «ماذا خسر العالـم بانحطاط الـمسلمين» به خاطر کوتاهی در آمادگی و کسب مهارتهای جنگی و صنعتی و عقب افتادن از اروپا در این موارد، شدیدا سرزنش کردهام و این کوتاهی را یکی از اسباب شقاوت بشریت و انحراف جهان از راه خدا به گمراهی و از مسیر سازندگی و شکوفایی به ویرانی و نابودی قلمداد کردهام. چیزی که من با آن مخالف هستم طرز فکری است که در این اواخر بر اندیشۀ جهان اسلام حاکم شده است و آن این که به ملل مسلمان در گوشه و کنار دنیا، همانند تودهای از تودههای دیگر بشر نگاه میکنند که هیچ رسالتی در جهان و هیچ برنامهای برای امتها ندارند و آنها را براساس امکانات و توانائیهای مادی میسنجند و موجودیت آنها را با ثروت و ذخایری که دارند، توجیه میکنند و دیگر قدرت بزرگ آنها یعنی «ایمان، طاعت و دعوت الی الله» را به فراموشی میسپارند یا از آن اعراض میورزند. بدون شک ما فقیر و ضعیف هستیم و در علم، صنعت، اقتصاد و سیاست عقب افتادهایم.