فهرست بستن

افغانستان در چنگال کمونیسم


نویسنده: عبدالمنان محبوبی
فصل دوم: افغانستان و کمونیسم
احزاب کمونیستی در افغانستان
ستم ملی

پس از اینکه حزب دموکراتیک خلق، به جریان خلق و پرچم منشعب شد، یک سال پس از آن، در تاریخ 1968م، انشعاب دیگری در جناح خلق به وجود آمد که در نتیجه‌ی آن عده‌ای از کمونیست‌های پیرو جناح خلق حزب دموکراتیک خلق، به رهبری محمد طاهر بدخشی یکی از بنیان‌گذاران حزب دموکراتیک خلق، با جدایی از جناح خلق، جریان سیاسی دیگری را به نام «ستم ملی» پایه‌گذاری کردند (اندیشمند، 1388: 85).
این جریان در مرکز افغانستان (کابل) چندان فعال و متحرک نبوده، بلکه بیشتر در نواحی شمال کشور و مخصوصاً در ولایات قطغن و بدخشان فعالیت داشته است. اگر چه این جریان سیاسی، ارگان نشراتی نداشته و از مرام‌نامه‌ی مدونی برخوردار نبوده است، اما آنچه از نحوه‌ی استدلال شفاهی اعضا و وابستگان آن به دست آمده است، بیانگر این است که این جریان با اندیشه‌ی مارکسیستی کمونیستی ارتباط ناگسستنی داشته است. اما این جریان مشکل موجود در افغانستان را نتیجه‌ی تضاد قومی می‌دانسته‌اند (فرهنگ، 1390: 796).
جریان ستم ملی، از احساسات پاک جوانان سوءاستفاده نموده، مارکسیسم-لنینیسم را به‌عنوان تنها عامل نابودی امتیازات و ستمگری‌ها بر آنان تدریس می‌نموده است. در واقع جریان ستم ملی در جهت مخالف آنچه تره‌کی به پیروان خود ارشاد می‌نمود، عمل می‌کردند. اما از نگاه تفکر و ایدئولوژی حزب خلق، پرچم و ستم ملی از منبع واحدی الهام گرفته، هدف واحدی را دنبال نموده، از کشور واحدی تغذیه می‌شدند. هدف روس‌ها از این دسته‌بندی‌های مختلف و متضاد این بوده که جمعیت، اقوام و افراد بیشتری را با نام‌های گوناگون و طرز نگاه متفاوت فرا چنگ آرند، تا زمینه‌ی اجرای برنامه‌های شوم خود را هر چه بیشتر فراهم سازند. قابل به ذکر است که غرایز خودی و جاه‌طلبی این افراد به‌مرورزمان افزون گشت که این وضعیت نیز به سود روس‌ها بود؛ زیرا هر یک از رهبران این جریان‌ها تلاش می‌کردند تا وفاداری و پایبندی خود را به اوامر مسکو اثبات نمایند و نظر عنایت اربابان کرملین را بیش از پیش به خود جلب نمایند (حق‌شناس، 1363: 314).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *