ترتیبکننده: کرار
فصل پنجم
اسلام و جاهلیت
سرچشمۀ علوم آنها به خشکی گرایید و قریحهها و عقلهایشان منجمد شـد. از این رو اجتهاد و اندیشه و اکتشاف و نوآوری را تحریم نمودند، دانشمندانشان طوری به جمود عقلی و رکود علمی دچار شدند که نمیتوانستند چیزی به ثروت علم خـود بیافزایند و درها و منافد جدیدی را بروی عقل بگشایند و بـه علـوم طبیعـت و جهـان توجه مبذول دارند، در حالی که اروپا در جهت مصالح خـود، نیروهـای طبیعـت را تسخیر مینمودند و دانشمندانش اسرار جهـان را کشـف میکردنـد و کـارگرانش در زمین تونل و در آسمان نردبان تدارک دیده بودند. فرمانروایان و شاهان مسلمان نیز قرنها بود که از جهـاد فـی سـبیل اللـه دسـت کشیده و به جنگهای کینهتوزانه و رقابتبار و شهوانی و دنیاپرستانه، مشـغول شـده بودند. تا آنجا که هجوم صلیبی ها اسلام را تهدید کرد و کسی جـز صـلاح الـدین ایوبی و برخی از همدستانش در مقابل آن قد علم نکرد، فاجعۀ انـدلس اتفاق افتاد ولی گویی چیز قابل توجهی نبود. تاتار و مغـول هـم ایـن ملخهـای سـرگردان، هجوم آوردند و قوای مسلمانان را درهم شکستند و بـیش از پـیش آنهـا را سسـت و ناتوان ساختند