فهرست بستن

فریادهای خاموش

نویسنده: محبوبی

فصل سوم: وضعیت اسفناک زندانیان
روایاتی تکان‌دهنده از شکنجه‌گاه بگرام
روایت اندوه بار قاری صدام بهیر
ادامه

روایت بهیر حاکی از این که فساد اداری حتی در زندان‌های افغانستان از جمله زندان بگرام نیز رسیده بود. چنان‌که از وی در بدل آزادی رشوت خواسته بودند. او چنین می‌نویسد: «… وقتی رسیدیم 3 قاضی روی چوکی‌ها نشسته بودند و از ما به شکل علنی درخواست نمودند که اگر می‌خواهید آزاد شوید به خانه‌هایتان زنگ بزنید و پول تحویل بدهید. مشخصاً از ما رشوه طلب کردند، ما ابراز ضعف مالی نمودیم؛ اما اعتنایی نکردند. از اتاق محکمه بیرون شدیم قوماندان آمد و گفت: به پانزده سال حبس محکوم شدی؛ قبول داری؟ گفتم: به‌راستی که در جیب‌های قضات قلم نیست کلنگ است…» (همان، 8).
پس از اینکه محکمه قاری صدام بهیر را به پانزده سال حبس محکوم می‌کند، دوستانش زندانی‌اش هر یک به تسلی خاطرش می‌آیند و خاطره‌ی وحشتناک شب یا روز چاپه را تعریف می‌کنند. یکی می‌گوید: «قاری صاحب تشویش نکنید من به هفده سال حبس محکوم هستم در حالی که در خانه هیچ سرپرستی ندارم؛ دو پسر داشتم که یکی هفت‌ساله و دیگری پنج‌ساله بود، شب چاپه/ شبیخون هر دو را روبه‌رویم ایستاد کردند و با تفنگچه بریتا روی سرشان تیراندازی و مغز خامشان را منفجر کردند. در مقابل چشمانم مانند پرندگان بی‌گناه به زمین افتادند کاری از دستم بر نمی‌آمد…» (همان). دیگری می‌گوید: «پریشان نشوید! من نیز به شانزده سال قید محکوم شده‌ام اصلاً نگران نیستم خداوند آسان می‌کند. تا حالا هشت سال را گذرانده‌ام. عقیده‌ام نسبت به گذشته خیلی قوی‌تر شده است. روز چاپه خانه‌ام را بمباران کردند، مادرم با خمپاره تکه‌تکه شد، نه او را در زندگی دیدم و نه پس از مرگ؛ حتی نماز جنازه‌اش را نخواندم…» (همان). دوست دیگر بهیر می‌گوید: «جهت تسلی شما داستانی تعریف می‌کنم؛ دین مفت به دست نمی‌آید زندان بگرام را برای خود افتخار بدانید. وقتی من را دستگیر کردند مادر و خواهر جوانم را نیز با من گرفتند؛ تازه خبر شده‌ام که مادرم آزاد شده است؛ اما خواهرم تا هنوز در ریاست چهل زندان است. گلویم کاملاً خشک شد. مچ دستم را گرفت گریه کرد و گفت: خدا می‌داند خواهرم فعلاً در چه حالتی باشد! واقعاً که جای امتحان بود در فکر فرو رفته و با خود می‌گفتم: کدام وحشتی که بر این ملت روا داشته نشده است؟!…» (همان).
این بود روایت تکان‌دهنده‌ی صدام بهیر از زندان خوفناک بگرام. بهیر پس شروع سلسله‌ی آزادی زندانیان بگرام در دوران جمهوریت، از زندان بگرام آزاد شد و بار دیگر رؤیایی آزادی‌اش محقق شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *