نویسنده: نورالحق خادمی
موضوع: علل جنگهای داخلی
گفتار پنجم: عدم وحدت نظر
عدم وحدت نظر بین رهبران شر و فساد در جنگهای داخلی افغانستان عامل کلیدی در طولانیشدن و پیچیدگی تعارضات در این کشور بوده است. این عدم وحدت نهتنها در برابر دشمنان مشترک مانند نیروهای شوروی در دهه 1980 وجود داشت، بلکه پس از خروج آنها و بهخصوص در دوران جنگهای داخلی دهه 1990 نیز بهشدت بروز کرد. چندین دلیل برای این عدم وحدت وجود دارد: 1- اختلافات ایدئولوژیک: رهبران جهادی از نظر ایدئولوژیکی و باورهای مذهبی تفاوتهای قابلتوجهی با یکدیگر داشتند. برخی از آنها به محافظهکاری و تعدادی به تندروی متمایل بودند، در حالی که عده¬ای رویکردی نسبتاً میانهروتری داشتند. این اختلافات اغلب منجر به تفاوتهایی در استراتژیها و اهداف نهایی شان میشد. 2- رقابتهای قومی و منطقهای: افغانستان کشوری است با تنوع قومی غنی، و این تنوع در میان گروههای شر و فساد نیز منعکس شده بود. رقابتهای بین قومی و منطقهای اکثرا منجر به تنشها و عدم اعتماد بین گروههای میشد که این امر بر توانایی آنها برای کار کردن با یکدیگر تأثیر میگذاشت. 3- رقابت برای منابع: کنترل منابع، از جمله کمکهای خارجی و دسترسی به سلاح و مهمات، عامل دیگری در رقابت بین این گروههای بود. هر گروه تلاش میکرد تا بیشترین حمایت مالی و لجستیکی را از حامیان خارجی خود دریافت کند که این امر میتوانست منجر به رقابتهای داخلی شود. 4- اختلافات بر سر قدرت: در نهایت، مسئله قدرت یکی از اصلیترین عوامل تفرقه بین رهبران شر و فساد بود. پس از خروج نیروهای شوروی، سوال اصلی این بود که چه کسی کنترل کشور را در دست خواهد گرفت. هر رهبر یا گروهی تلاش میکرد تا بیشترین تأثیر را در شکلدهی به آینده افغانستان داشته باشد که اغلب منجر به رقابتها و جنگهای قدرت میشد.
این عدم وحدت که به طور مستقیم یا غیرمستقیم برخاسته از تمامیتخواهی و تفرقه افگنی کمونیستان بود، برای مردم افغانستان به قیمت سنگینی تمام شد و فرصتهایی برای ایجاد یک دولت متحد و پایدار پس از جنگهای داخلی را نیز از بین برد. عواقب این تفرقه هنوز هم در تحولات سیاسی و امنیتی در بیرون از افغانستان مشهود است.