فهرست بستن

بازگشت به اسلام «سید ابوالحسن ندوی»

ترتیب‌کننده: کرار

فصل پنجم
اسلام و جاهلیت
بدین‌سان بود که امت‌های غرب حاکمیت در اموال و نفوس انسـان‌ها را بدسـت گرفتند و مالک صلح و جنگ شدند و جهان همانند کودکی یتیم یا جوانی سـفیه کـه امورش در دست دیگران باشد، در پناه و حضانت آن‌ها قرار گرفت، دفعه‌ای او را بـه میدان نبرد می‌کشانند و باری صلح را بر وی تحمیل می‌نمایند و او در صلح یا جنگ دستی بلند یا حرفی شنیدنی ندارد، این هزیمت و خسران عـام چـه تـأثیری بایـد در نفوس مسلمانان و بطور کلی در روحیۀ بنی آدم بگذارد؟ در رابطه با عموم انسان‌ها، هر انسانی باید بدان پاسخ دهد و پاسخ هـم خواهنـد داد، و لیکن بهتر است این سؤال متوجه مسلمانان گردد، زیرا این ملک وسیع و امر و نهی از آنها بود که به اروپائی‌ها رسید و این دین آنهاست که اقتضا می‌کند بر تمام دین‌ها چیره شود و مسلمانان یگانه الگو و اسوه برای کل جهان باشند، از این رو هـر مسلمانی که دلش نمرده باشد، خواهد گفت: طبیعتا بایـد دل مسـلمانان از بغـض و کینه نسبت به جاهلیت لبریز گردد و اهل جاهلیت را همه جا مانند دشمنی غاصب و رقیب نگاه کنند، طبیعت رسالت و دعوت آن‌ها در جهان قبل از هرچیز اقتضـا دارد، امت‌های جاهلی را از رهبری جهان و تأثیر گذاشـتن در عقـول مـردم و جهـت دادن افکار آن‌ها عزل نماید و از فعالیت جاهلیت در جهان جلوگیری کند و قدرت را از او بگیرد تا در مسیر دعوتش هیچ آشوب و فتنه‌ای موجود نباشد و دعوتی بـه رقابـت بـا دعوت الهی نپردازد و در دنیا جایی برای نزاع دو عامل که نفـوس و عقل‌هـا را بـه دو سوی مختلف بکشانند، باقی نماند: حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ.
تا این که فتنه‌ای موجود نباشد و دین همه‌ا‌ش، دین خدا بشود».

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *