فهرست بستن

فریادهای خاموش

نویسنده: محبوبی

فصل سوم: وضعیت اسفناک زندانیان
روایاتی تکان‌دهنده از جهنم گوانتانامو
روایت غم‌انگیز ملاعبدالسلام ضعیف
ادامه
در زندان گوانتانامو، یک زندانی بارها مورد تحقیق و بازجویی قرار می‌گرفت و اتهامات متعدد و مختلفی بر وی وارد می‌شد. از جمله ضعیف که بارها مورد بازجویی و اتهامات شاخ‌دار قرار گرفته است. باری در تحقیق و بازجویی او را به دست داشتند در قاچاق طلا از افغانستان به آمریکا متهم نمودند. باری به دست داشتن در حمله به کشتی آمریکایی در یمن و بارها برایش پول هنگفتی جهت همکاری با آمریکا پیشنهاد شد که خوشبختانه ضعیف با ایمان قوی‌اش از کوره‌ی تجربه سرفراز و آب‌دیده‌تر بیرون آمد و دد منشان آمریکایی نتوانستند اتهامی را به وی وصله بزنند و به اثبات برسانند.
پس سپری نمودن چند سال در جهنم گوانتانامو، زمان آزادی ضعیف فرارسید. اما آزادی وی به آسانی صورت نگرفت؛ بلکه پیش از آزادی تعهدنامه‌ی را برایش پیشکش نمودند تا مواد آن را مطالعه نموده، آن را امضا نماید. ضعیف این جریان را چنین توصیف نموده است: «… روی کاغذها مطالبی به زبان‌های انگلیسی و پشتو نوشته شده بود. چند ماده بود که من باید آن‌ها را تایید می‌نمودم و در پای آن‌ها امضا می‌کردم. در این نوشته مژده آزادی توأم با تهدید به چشم می‌خورد. نوشته چنین بود:
1- زندانی به جرم خود اعتراف می‌کند، از ایالات متحده آمریکا پوزش می‌خواهد و از اینکه آمریکا جرم او را بخشیده و او را رها کرده، ابراز تشکر و امتنان می‌نماید.
2- زندانی عضو القاعده و گروه طالبان بود و از این به بعد با آن‌ها تماس نمی‌گیرد و کمک نمی‌کند.
3- زندانی بار دیگر در اعمال تروریستی شرکت نمی‌کند.
4- زندانی بار دیگر بر ضد آمریکا و متحدین آمریکا فعالیت سیاسی و نظامی نخواهد کرد. اما اگر زندانی از این مواد تخلف نماید، بار دیگر دستگیر می‌شود و تمام عمر را در زندان خواهد بود. امضای زندانی» (همان، 132-133).
واکنش و عکس‌العمل ضعیف در مقابل مواد این تعهدنامه که ممکن است عدم موافقت با آن، آزادی وی را تا مدت‌ها به تأخیر بیندازد، قابل ملاحظه است: «من حیرت زده شدم و دیدم که اشخاصی که نزد من آمده‌اند افراد بلند رتبه آمریکایی هستند. آمدن‌شان به‌صورت تصویری ثبت شد و من هنوز جواب نداده‌ام! با خشم کاغذ را به سوی‌شان پرتاب کردم و گفتم: من مظلوم هستم؛ اما مجرم نیستم. من هرگز به جرمی که نکرده‌ام اعتراف نمی‌کنم و هرگز از کسی معذرت نمی‌خواهم. هیچ‌گاه از آمریکا به‌خاطر آزادی خود تشکر نمی‌کنم. مجرم کسی است که قانون بر مجرمیتش حکم کند. کدام قانون و کدام محکمه مرا مجرم تشخیص داده است؟ من طالب بودم و طالب هستم؛ اما عضو القاعده نبوده‌ام. در کدام عمل تروریستی دست داشته‌ام که حالا باید از آن ابراز ندامت کنم؟ نشان دهید اگر راست می‌گویید؟» (همان، 133).
خلاصه اینکه ضعیف حاضر شد در جهنم گوانتانامو بماند، اما بر چنین تعهدنامه‌ی امضا ننماید. سرانجام بازجویان آمریکایی، وقتی متوجه شدند که ضعیف کوتاه نمی‌آید و اصلاً به چنین تعهد مهر تایید نمی‌زند و اصرار نیز ثمری ندارد، برایش پیشنهاد کردند که با دست خودت هر چه را قبول داری بنویس. ضعیف قلم بر دست گرفت و چنین نوشت: «من مجرم نیستم و هرگز جرمی را مرتکب نشده‌ام. من یک مسلمان مظلوم هستم که پاکستان و آمریکا بر من ظلم کرده‌اند. چهار سال بی سرنوشت زندانی شدم. می‌پذیرم که بر ضد آمریکا در عملیات نظامی شرکت نکنم. والسلام و امضا کردم…» (همان).
ضعیف پس از امضای این دست نوشته‌اش از جهنم گوانتانامو رهایی یافت و به کشور برگشت. وی در کابل در خانه‌ی کرایی که از طرف دولت تدارک دیده شده بود، سکونت گزید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *