نویسنده: عبدالمنان محبوبی
فصل دوم: تبشیر مسیحیت در عصر جمهوریت
ابزار تبشیر (تنصیر)
2- کلیساهای خانگی
ادامه
در زمینه بهعنوان مدرک و سند این ادعا، به خاطرات فردی به نام احمد فارسی در سایت «آن لاين اسلامې لارښود» توجه فرمایید: «بعد از آن مرد شاعر، فرد خارجى دیگرى برخاست. او آخرین فردى بود که برنامه اجرا مىکرد. از اینکه برنامه رو به اتمام بود، خوشحال شدم. همگان، همزمان با او از جایشان بلند شدند. البته حق هم داشتند. او انسانى معمولى نبود؛ بلکه یک کشیش مسیحى بود که از کشورهاى دیگر آمده بود. قدر و منزلتش نزد حاضران بیش از دیگران بود. به هر صورت، پشت تریبون قرار گرفت. مثل اینکه زبانش، فارسى بود. البته نه فارسى درى، بلکه فارسى معمول در ایران. وى با لحن آرام و شیرین سخن گفتن را آغاز کرد و در بخشى از سخنانش، پس از تشکر از حاضران گفت:
«چند روز پیش از کشور ایران آمدهام. از برخى ولایات افغانستان، دیدن کردهام. اکنون براى شرکت در این محفل نورانى، نزد شما و به شهر شما آمدهام… ما فعالیتهاى زیادى در ایران داریم. در ولایت هرات نیز دفتر داریم. در آنجا به طور گسترده فعالیت مىکنیم. از شما نیز تقاضا مىکنم، مانند برادران ایرانى و هراتى خودتان، فعالیت گستردهاى داشته باشید، ایمان خود را حفظ کنید و استوار و باغیرت باشید. ما در حال بنیان نهادن کلیساى مسیحیت در افغانستان هستیم. خیلى هوشیار و دقیق باشید؛ زیرا دوست ندارم در روند کار و تبلیغ خود ناموفق باشید. پیروزى مسیحیت در افغانستان به نوع رفتار و عملکرد شما بستگى دارد. سعى کنید فعالیتهایتان مخفى باشد و دیگران را حسّاس نکنید. مىدانم که در حال حاضر، از نبود کلیسا در اینجا رنج مىبرید. امیدوارم در آینده کلیسایى داشته باشید؛ البته تا آن زمان مىتوانید محلى را به طور مخفیانه بهعنوان کلیسا در نظر بگیرید. اگر نشد، در خانههایتان، اتاق مشخصى را بهعنوان کلیسا انتخاب کنید و عبادات و مراسم خود را در آنجا انجام دهید» (احمد فارسی، 2/10/1389).
به هر صورت او به این شکل، مشکل کلیسا را حل کرد و فقط مسئله کشیش و روحانى کلیسا مانده بود که آن نیز حل شد. او در بخش پایانى سخنانش به چند نفر از حاضران که نامشان را ذکر نکرد، مقام کشیشى را تبریک گفت. پیدا بود که چند نفر از حاضران تا مرحله کشیشى با معارف و آداب مسیحیت آشنایى دارند.
این بود گوشهی از فعالیتهای تنصیری مسیحیت در نقاب تبشیر، از طریق کلیساهای خانگی در قلب کشور اسلامی که سردمداران حکومتی آن همواره باد متابعت و پیروی از دین مبین اسلام را در گلو میانداختند و تمام کثافتکاری، فساد و تباهی و چور و چپاولشان را زیر نقاب اسلامی پنهان میکردند. تنصیریهای مسیحی از طریق همین کلیساهای خانگی، هیئتهای آموزشی تشکیل میدادند و مبشرین مسیحی جوانانی را انتخاب میکردند تا به بهانهی ادامه تحصیل به کشورهای اروپایی سفر نموده، پس از شستشوی مغزی کامل به کشور برگردند تا در اینجا از آنها بهعنوان ابزاری در مسیر اهداف تنصیری استفاده نمایند.