نویسنده: نورالحق خادمی
موضوع: ادامه افغانستان و فدرالیسم
فدرالیسم نوعی از انواع گوناگون اداره کشور در جهان است. یکی از بدترین نوع فدرالیسمها، نوع فدرال قومی است که برای کشورهای چندقومیتی مثل افغانستان، نتیجهای جز ایجاد تفرقه و انشقاق میان اقوام آن به ارمغان نخواهد آورد. در نظام فدرال هر منطقه باید بر اساس قدرت اقتصادی، فرهنگ و هویت خاص خود مجزا باشد، ولی با دیگر مناطق در قالب یک کشور زندهگی کند و این امر به علت نابرابریها میان شرایط اقلیمی و جغرافیایی مختلف، موجب کشمکشهای داخلی میگردد.
در افغانستان مجموعا افرادی که از سیستم فدرالی سخن میگویند، دو دستهاند:
- قومگرایانی که آگاهانه به تجزیه افغانستان و تأسیس کشور قومی خود میاندیشند و فدرالیسم را پیشدرآمدی برای رسیدن به این هدف خود میدانند.
- کسانی که ناآگاهانه و به دلیل نداشتن اطلاعات کافی این بحث را بهصورت رؤیایی و رمانتیک مطرح میکنند، ولی نمیدانند که این مسئله میتواند در نهایت به کابوسی تلخ برای مردم افغانستان تبدیل شود. این افراد با خود میاندیشند که چون امریکا، آلمان و سایر کشورهای پیشرفته فدرالی هستند، ما نیز باید کشور فدرالی بسازیم. اجرای تمام قوانین دیگران در هر کشوری درست از آب در نمیآید؛ مانند دستور رفع حجاب در زمان امیر امانالله خان که کشور را غرق در آشوب و بدبختی نمود. افغانستان همیشه با تنش، جنگافروزی، اختلاف و دخالت از سوی قدرتهای بزرگ مواجه بوده است.
افغانستان کشوری است که چندین هزار سال از پیدایش آن با هویتی خاص میگذرد. اقوام افغانستان با تفاوتهای زبانی و مذهبی، دارای مشترکات بسیارند که میتوان گفت وجوه اشتراک آنها بیش از وجوه افتراق است. ثوابت تاریخی، فرهنگی، سنن ملی افغانستان و دین مشترک، مبانی هویت ملی قدرتمند در افغانستان هستند. اقوام افغانستان در طول تاریخ هم تجربیات تلخوشیرین مشترک داشتهاند. بحثهایی که در دورههای اخیر به وجود آمده، بحثهای سیاسی متعلق به نیمقرن اخیر است که ریشه در اندیشههای استعماری «تفرقهبینداز و حکومت کن» دارد. وجود اقوام متنوع بههیچوجه به معنی رفتن به سمت تجزیه افغانستان نیست؛ زیرا همه این اقوام در مطالبه فضای امن سیاسی، توسعه اقتصادی، افزایش اعتبار بینالمللی افغانستان و ارتقای حیثیت مردم شریکاند. مثال بارز آن حکومت امارت اسلامی افغانستان است که همه اقوام خود را در آن سهیم میدانند.