نویسنده: عبدالمنان محبوبی
فصل دوم: افغانستان و کمونیسم
رهبران کمونیست در افغانستان
داکتر نجیب
نجیب فرزند اختر محمد، در سال 1326 هجری شمسی در شهر کابل به دنیا آمد. پدرش در اصل از قوم احمدزی پشتونهای ولایت پکتیا بود و از اینکه فرزند اولش دختری به نام صالحه بود، خیلی خشمگین و در فکر گرفتن همسر دوم بود که در این هنگام نجیب به دنیا آمد و پدرش از گرفتن زن دوم صرف نظر کرد. نجیب پسر بزرگ خانواده بود. وی از کودکی روحیه تکبر، غرور و خودخواهی داشت؛ از این جهت همیشه تلاش میکرد در محل زندگیاش در بین همصنفیهایش فرد مهمی باشد. خودخواهی و غرور وی باعث میشد که همواره در محل زیستش در حال جنگ و ستیزه باشد و بارها در اثر جنگ کردن دهن و بینی وی شکسته است. وی علاقهی فراوان به موسیقی و رقاصههای هندی داشت. سرآغاز کثافتکاریهای نجیب به نیک محمد شوهر خواهر نجیب برمیگردد. در بسیار از خلافکاریها نجیب مورد حمایت نیک محمد بود و بیشتر اوقات مصارف و هزینههای ولگردی نجیب را نیک محمد پرداخت میکرد؛ زیرا نیک محمد انسانی بود، دارای تمام رذایل اخلاقی. نیک محمد به عمل بچهبازی و ارتباط با زنان بدکاره آغشته بود. نجیب تنها فردی بود که از این اعمال وی آگاهی داشت و خوب میفهمید که نیک محمد به چه اعمال شنیع و ضد اخلاقی و انسانی آغشته است و نیک محمد که نمیخواست رازش افشا گردد به نجیب باج میداد و وسایل و مصارف عیاشی و خوشگذرانی او را مهیا میکرد.
نجیب عیاش در جوانی غرایز جنسی خویش را همانند حیوانی تبارز میداد و همانند حیوانی به جان زن و دختر و پسر مردم میافتاد و با حلقهی رفقای فاسد پیشهی خود همواره عمل شنیع لواطت و زنا را تکرار میکرد و همواره از جانب نیک محمد حمایت میشد. زمانی که خواهر بزرگش او را بابت داشتن رابطههای نامشروع، عیاشی و فساد پیشگی سرزنش کرد، خواهرش را چنان لتوکوب کرد که از ناحیهی کمر معیوب شد و مادربزرگش که قصد نجات نوهاش را از زیر لتوکوب داشت، بدون ملاحظهی سنوسال مورد ضرب و شتم بیرحمانهی نجیب قرار گرفت. نجیب با زشتخویی و خشونت خو گرفته بود و این خصوصیت را امتیاز و برازندگی کرکتر خود میپنداشت و به این افتخار میکرد که تمام اعضای خانواده از وی میترسند و از اینکه خورد و بزرگ، مادر، مادربزرگ، ماما، خواهران و برادران کوچک را زیر ضربههای بیرحمانه قرار میداد، احساس غرور کاذب و آرامش روانی میکرد.