نویسنده: عبدالمنان محبوبی
فصل دوم: افغانستان و کمونیسم
سقوط کمونیسم در افغانستان
ادامه
روسهای کمونیست در ابتدای تجاوز به افغانستان، به این باور بودند که در پناه تجهیزات نظامی خود که در آن زمان قدرتمندترین ارتش دنیا بودند و کشندهترین تسلیحات نظامی روز را در اختیار داشتند، در مدت کوتاهی و شاید در ظرف چند روز، هر گونه قیام و مقاومتی را سرکوب و خنثی نمایند، اما بهزودی این وهم و خیال دروغین، برایشان به کابوسی وحشتناک مبدل شد؛ چنانکه فرار را بر قرار ترجیح دادند. آنتونی آرنولد اتحاد جماهیر شوروی را به پیرمردی خسته و فرتوت تشبیه مینماید و افغانستان را ریگ کوچکی میداند که موجب زمینخوردن این پیر فرتوت میشود (نورزهی، 1388: 45).
ببرک کارمل فرد سیاستباز و کارکشتهی بود، پس از این توسط باداران روسیاش بر اریکهی قدرت تکیه کرد، اهداف بلندمدتی را روی دست گرفت. زندانیان دورهی ترهکی و امین را آزاد و اموال مصادر شدهی مردم را بازگرداند؛ اما زمان برای این اقدامات دلجویانه مساعد نبود و جنگ از حالت منطقهی، شکل عمومی و سراسری گرفته بود. در تاریخ سوم حوت 1358 هجری شمسی، بانگ تکبیر مردم در فضای کابل طنینانداز گردید و اقشار مختلف مردم بهسوی مراکز دولتی سرازیر شدند و با سنگ و چوب به مزدوران رژیم کمونیستی هجوم بردند و در برابر زرهپوشهای دشمن دلیرانه سینه سپر کرده و بیباکانه جنگیدند. در آن روز جادهها و خیابانهای کابل با خون شهدا رنگین شد. از آن پس شعلهی خشم مردم افغانستان هیچگاه خاموش نشد، بلکه باگذشت هر روز فروزانتر گردید و تمام قلمرو پهناور این سرزمین را به سنگر جهاد و مقاومت مبدل کرد. با آغاز سال تحصیلی، محصلین و دانشجویان، پرچم جهاد و مبارزه را در مدارس و پوهنتونها برافراشتند و با درس میهندوستی و آزادیخواهی، در و دیوار مدارس و پوهنتونها را با خون خود رنگین نمودند. قیامها و مقاومتهای مردمی روزبهروز گسترش مییافت و ضربات محکمتری بر پیکر نحس نیروهای اشغالگر شوروی و جیرهخواران داخلیشان وارد میشد. تاریخ و تجربه گواهاند، مقاومت شدید و دلیرانهی که ملت افغانستان از خود در برابر شوروی کمونیست به نمایش گذاشتند، در هیچ نقطهای از کشورها و مناطقی که تا آن روز شوروی در آن مداخله نظامی کرده بود، سابقه نداشت و سردمداران شوروی اصلاً تصور چنین قیام و مقاومتی از مردم افغانستان نداشتند.
افغانستان در چنگال کمونیسم