نویسنده: عبدالمنان محبوبی
فصل دوم: افغانستان و کمونیسم
سقوط کمونیسم در افغانستان
ادامه
پس از مرگ برژنف، گورباچف زمام حکومت شوروی را به عهده گرفت. شوروی که از اشغال افغانستان خسارتهای بزرگی را متحمل شده بود و عقبنشینی برای اعتبار و جایگاه آن در محافل بینالمللی و در میان کشورهای وابسته به نظام سرمایهداری باعث افت بود، گورباچف جهت حل این معضل بزرگ حیلهای اندیشید و با پادرمیانی سازمان ملل در تاریخ 24 حمل 1367 توافقنامهی تنظیم کرد که طبق مفاد آن در مدت 9 ماه قشون روسیه بهصورت صلحآمیز افغانستان را ترک نمایند. سرانجام ارتش متجاوز شوروی در 26 دلو 1367 مجبور به خروج ذلتبار از افغانستان شد و گورباچف از افغانستان به منزلهی زخمی بر پیکر شوروی یاد کرد که همین زخم سبب متلاشی شدن اتحاد جماهیر شوروی گردید (همان، 46).
اگر چه شکست شوروی، طلوع دوبارهی آفتاب آزادی در پهنپیکر آسمان افغانستان بود و حلاوت زایدالوصفی به همراه داشت، اما قابل به ذکر است که تجاوز و اشغالگری، خسارتهای جبرانناپذیری بر پیکر نیمهجان این کشور وارد نمود. به علاوهی خسارتهای فیزیکی وارده بر این کشور، تمام لایههای اجتماعی و فرهنگی آن نیز بهشدت آسیب دید. دو نسل از کودکان افغانستان در حالی بزرگ شدند که دوران شیرین کودکی را تجربه نکردند؛ زیرا، تنها فکر و ذکر آنان فرار از بمبهای دشمن و یافتن لقمهای نان برای نجات از گرسنگی بود. ارتباط فرهنگی این دو نسل با گذشته قطع شد و از تحصیل علم و دانش بازماندند. خرابی و ویرانی کشور به جای رسیده بود که دیگر پایتخت کشور (کابل) شباهتی به یک شهر نداشت. آوارگان و مهاجران افغان خود حکایت دیگری از نتیجهی اشغال کشور است. در مجموع بیش از یکونیم میلیون کشته، ارمغان شوم این اشغالگری و جنگ برای مردم مظلوم افغانستان بود.
افغانستان در چنگال کمونیسم