نویسنده: عبدالمنان محبوبی
فصل سوم: عوامل روی آوردن افغان ها به مسیحیت
5- تعلیم و تربیت ناسالم
تعلیم و تربیت ناسالم یکی از عواملی است که جوانان را به گمراهی سوق میدهد. افغانستان طی چند دهه گذشته به دلیل فقر اقتصادی و فقر فرهنگی با فقر سواد نیز درگیر بوده است. جوانان این سرزمین، با آن که تا حدودی زمینه تعلیم و تربیت برایشان فراهم بود، به دلیل درگیری با فقر و بیچارگی بهمحض رسیدن به سن جوانی، سن تعلیم و تربیت، خانه، کاشانه و کشور را به مقصد کشورهای همسایه و کشورهای اروپایی، جهت کسب درآمد اقتصادی ترک میکردند و به این دلیل از تعلیم و تربیت سالم که فراهم آوردن آن وظیفهی دولت و خانواده است، باز ماندهاند. تنصیریهای مسیحی از این فرصت سوءاستفاده نموده، به کمپهای مهاجرین رفته، با اهدای پول، و وعدهی پناهندگی آنها را به مسیحیت دعوت مینمودند. این واقعه به کثرت اتفاق افتاده که یک خانواده در افغانستان هیچ وقت کنار هم سر یک سفر غذا نخوردهاند؛ زیرا یکی از اعضای خانواده، پدر یا فرزندان حتماً برای امرار معاش و حمایت از خانواده خارج از کشور بوده است.
تعلیم و تربیت سالم تنها وظیفه دولت نیست، بلکه خانواده نیز در این وظیفه خطیر سهم ارزندهی دارد. ذهن جوانان و نونهالان، همانند آیینهی صاف و همانند خاکی ملایم آمادهی کشت است. هر چه در آن بکارید، همان سبز میشود. اگر سیدی ذهن جوانان را با قرآن، اخلاق قرآنی و ارزشهای فرهنگی و دینی پر کنید، فردا همانها را از خود بروز داده، برای شما به نمایش میگذارند؛ اما اگر ذهن جوانان را از خرافات، بیبندوباری، فیلم و سریالهای ناهنجار پر کنید، فردای امروز، کنش و واکنش آنها را قطعاً چیزهای شکل میدهد که دیروز آموختهاند و به آن عادت کردهاند؛ بنابراین، جوانان و نونهالان را با اخلاق پیامبر اکرم -صلیالله علیه و سلم- که همانا قرآن کریم است، عادت دهید و آنها را با فرهنگ اصیل اسلامی و افغانی آشنا سازید تا باشد که در آینده، فریب خرافات و باورهای بیارزش بیگانگان را نخورند و در برخورد با فرهنگ بیگانه، زیرک و دانا باشند. در عصر جمهوریت، تنصیریهای مسیحی همواره تلاش میکردند، با استفاده از قشر جوان، به شکل و شمایل گوناگون، فرهنگ، باورها و اعتقادات اسلامی را واژگون نموده، جریان اسلامستیزی و اسلامهراسی راهاندازی نمایند و جوانان مسلمان را با اسلام و ارزشهای اصیل افغانی بیگانه نموده، به بیراهه هدایت نمایند. مبلغان مسیحی تلاش میکردند تا جوانان را با زبان چرب و وعدههای خیالی خود به مسیحیت آشنا نموده، به سمت و سوی گمراهی سوق بدهند. شوربختانه باید اذعان نمود که در این مسیر تا حدودی موفق شدند و توانستند تعدادی از جوانان را گمراه نمایند. پس بیایید جوانان و نوجوانان را درست تربیت نموده، با معارف اسلامی و ارزشهای فرهنگی آشنا سازید و آنها را مسئولیتپذیر به بارآورید تا باشد که دیگر بار، فریب مکر و نیرنگ تبشیریها و امثال آنها را نخورند و مسئولیت خود را در جامعه بهدرستی بدانند و به ادای آن اهتمام ورزند. شاید شرایط و زمینههای تربیت جوانان در عصر جمهوریت بهخوبی فراهم نبود و همواره جوانان در مرکز تهاجم فکری و فرهنگی دشمنان قرار داشتند و از طرق مختلف مورد هجوم قرار میگرفتند؛ اما امروز پس از برچیده شدن بساط نامطلوب جمهوریت و کشورهای غربی و روی کار آمدن نظام اسلامی -به حمدالله- شرایط و زمینهها برای پرورش و تربیت نیک جوانان بهخوبی فراهم آمده است و دیگر خبری از کلیسای خانگی و مبشرین نصرانی در کشور نیست. دیگر جوانان حد اقل در داخل کشور طعمهی تبشیریها نمیشوند (محبوبی، 1403: 1).
ترویج گمراهی