نویسنده: نورالحق خادمی
موضوع: اوطنفروشان قرن بیستم
در افغانستان از دیرزمانی به اینسو نظامهای تحت فرمان بیگانگان و به اساس خواستهها و حمایت اشغالگرانه کشورهای مختلف، تهداب گذاشته شده بود و در چوکات نظامهای همان وقت افراد و اشخاصی که خود را افغان و مسلمان میگفتند برای به دست آوردن قدرت، سر بردگی و بندگی را در مقابلشان فرو میآوردند و به درخواست اشغالگران لبیک میگفتند. نمونه خوب این ادعا دوره حکومت مزدور و خودفروخته کمونیستی از نورمحمد ترکی، حفیظ الله امین، ببرک کارمل و داکتر نجیب است. در طول همین دورهها همواره تمام مردم ما به نحوی تحت شکنجه و ظلم از سوی نظام بیگانهپرست و اشغالگران قرار داشتند. میلیونها شهید، میلیونها مهاجر، صدها هزار خانه بیسرپرست، تعداد بیحد و حصری یتیم، بیوهزن، معلول، معیوب و عامل تخریب تمام زیربناهای کشور شدند. در حکومت کمونیستی خودخواهی و بیگانه پروری در کنار غلامی به اوج خود رسید بود، تا جایی که تمام رهبران کشور از جانب مسکو تعیین یا کشته میشدند. این غلامان حلقه بگوش میخواستند کشور ما را مانند کشورهای آسیای میانه در بدل گرفتن رهبری نوکرانه افغانستان و به بهانهآوردن رشد، توسعه و پیشرفت، بهآسانی تقدیم اتحاد جماهیر شوروی کنند. مزدوران و مالکانشان توان استقلالطلبی ملت مسلمان و قوی را فراموش کرده بودند و فکر میکردند بهزور نیروهای نظامی میتوانند این ملت را بترسانند و کشور را جزئی از اقمار شوروی سازند. از طرف دیگر مردم شجاع افغانستان در طول دوران تجاوز شوروی، به دلیل قبولنکردن سلطه بیگانه، در جنگ آزادیخواهی خود، دچار خسارات جانی و مالی بیشتری نسبت به مردمان جنگزده دیگر کشورهای جهان شدند. ملت قهرمان افغانستان با مقاومت فداکاری بینظیر خود بالاخره توانستند اشغالگران متجاوز و وطنفروشان خائن را از خاک کشور بیرون برانند و متواری کنند.
طرح ناکام تجزیه افغانستان