نویسنده: عبدالمنان محبوبی
فصل سوم: اوضاع افغانستان در عصر کمونیسم
وضعیت اقتصادی و اجتماعی
دورهی کارمل (1358-1365)
ادامه
از این جهت که دولت کودتا از اهداف افراطی خود دستبردار نبود، اقدامات و اصلاحات این مرحله نیز از عمق لازم برخوردار نبود و مورد پسند جامعه و مردم واقع نشد. چنانکه کارمل در بیانیهی در عقرب سال 1361 در ولایت هرات گفت: «تحقق اصلاحات ارضی و آب در واقعیت امر حلقهی مرکزی و عمدهی انقلاب ملی و دموکراتیک ما را تشکیل میدهد» (روزنامه اتفاق اسلام، 4/9/1361) و تعدیلاتی که در طرح اصلاحات ارضی پیشنهاد شده بود، بسیار اندک و ناچیز مینمود: «بعد از مرحلهی نوین و تکاملی انقلاب ملکیت بر زمین از یک هکتار به دو هکتار بالا برده شد» (اداره مرکزی احصائیه، 1363).
در دورهی کارمل کمونیست، اگر چه بارها از روی دست گرفتن اصلاحات سخن به میان آمد و بارها اصلاحاتی ناچیز و دروغین مطرح شد، اما هیچگاه از اهداف اساسی دولت و وابستهسازی کشور از نگاه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به شوروی، هیچ تفاوت چشمگیری ایجاد نشد. در حقیقت اصلاحاتی که در چند مرحله مطرح شد، تاکتیکها و شیوهی پیادهسازی اهداف اساسی دولت بود که تغییر میکرد و اصلاح میشد، نه برنامهها و پلانهای شوم آن. دولت همواره تلاش میکرد با شناخت بهتر مردم و اوضاع جامعه، برنامههایش را مطرح نماید؛ چنانکه پلینوم نهم کمیته مرکزی حزب، مؤرخ 5 اسد سال 1361 مؤید این ادعا است: «در جریان کار سياسي با تودهها، سازمانهاي حزبي، اجتماعي و موسسات ايدئولوژيکي کشور، بايد خصوصيت اقشار و گروپهاي اجتماعي مردم را مدنظر بگيرند و با آنها برخورد متنوع داشته باشند و بهصورت پيگير، بايد اصول اعلام شدهی حزب دموکراتيک خلق افغانستان و حکومت جمهوري دموکراتيک افغانستان، نسبت به دين مقدس اسلام، سنن و عنعنات مردم، ارزشهاي تاريخي و فرهنگي مليتها، اقوام و قبايل افغانستان مراعات گردد» (روزنامه اتفاق اسلام، 14/7/1369).