نویسنده: عبدالمنان محبوبی
فصل سوم: اوضاع افغانستان در عصر کمونیسم
وضعیت اقتصادی و اجتماعی
دورهی کارمل (1358-1365)
ادامه
پس از اینکه طرحها و پلانهای بهظاهر اصلاحی دولت دستنشانده، به فرجام نیک نرسید و مبارزات مسلحانه و قیامها بیش از پیش گسترش یافت، فشارهای قوای مشترک شوروی و دولت افغانستان بر مناطق مجاهدین در روستاها، به شدت افزایش یافت. سیاست غیرانسانی و ویرانگر دولت، مناطق مسکونی روستاها را بهمثابهی زیربنای اقتصادی و اجتماعی مجاهدی، مورد حملات هوایی و آماج بمبهای مخرب قرار داد. شاید انگشتشمار باشند روستاهای که از حملات زمینی و هوایی روسها و دولت کمونیستی در امان مانده باشند. اگر دوران فرمانروایی و حکمرانی کمونیست را بر افغانستان، به-صورت کلی از نگاه طرح تفکر کمونیستی و حملات ویرانگر شوروی دستهبندی نماییم، باید گفت که: دوران ترهکی و امین، زمان طرح و اشاعهی تفکر کمونیستی در جامعهی افغانستان بود و صدور فرامین هشتگانه دقیقاً بیانگر این مسئله است. اما دوران کارمل و نجیب، زمان حملات تخریبگرانه و ویرانگر شوروی در افغانستان بود، بهخصوص دوران کارمل. از دوران کارمل بهویژه سالهای 1362، 63 و 64 میتوان بهعنوان نطقهی اوج حملات ویرانگر و تخریبگرانهی روس در این سرزمین یاد کرد؛ چنانکه بیشتر مناطق و روستاهای کشور در این سالها، به بهانهی وجود مجاهدین، زیر فشارهای سنگین زمینی و هوایی و مورد آماج بمبهای مخرب هواپیماهای جنگی قرار گرفت و عدهی زیادی از اهالی روستاها مجبور به ترک خانه و کاشانهی خود شدند و ضربات محکمی بر پیکر اقتصاد آنها وارد آمد؛ چنانکه تا مدتها نتوانستند سروسامان بگیرند و به حالت قبل برگردند.
همزمان با اوجگیری حملات سخت نظامی در کشور، در شوروی نیز تحولات جدید پدیدار شد. در ادامهی مرگ رهبران پیر شوروی، در حوت سال 1363 نوبت رهبری به میخائیل گورباچف رسید. همزمان با اوجگیری اصلاحات در شوروی، در افغانستان نیز، روند اجرای برنامهها و طرحهای دولتی سرعت گرفت. در این گیرودار، موج انتقادات از سیاستهای روسیه در قبال افغانستان گسترش و افزایش یافت. در تاریخ 30 دلو 1364، پراودا، ارگان رسمی حزب کمونیست شوروی، طی تفسیری به اشتباهات دولت روسیه در افغانستان اذعان نمود: «اشتباهاتي در مراحل اوليهی انقلاب (افغانستان) صورت گرفته، زيرا براي پشت سر گذاشتن دورههاي انقلابي اجراي رفورمهاي اجتماعي و اقتصادي بدون در نظر گرفتن واقعيتهاي موجود و خصوصيات ملي و اجتماعي انجام پذيرفته و در نهايت تأثير منفي داشته است» (روزنامه پیام، 23/8/1368).
پس از تحولات روسیه، کارمل که هنوز در خواب و خیالهای گذشته بود، در مرحله¬ی جدید اصلاحات روسیه در قبال افغانستان، مهرهی خوبی برای افغانستان شناخته نشد. وی قبل از کنار گذاشته شدن از قدرت، در بیانیههای خود هنوز در بحر متلاطم خیالات گذشته غرق بود و با مقولات و الفاظ بازی میکرد. اما روسیه پس از افزایش سیر تحولات، برای انجام بهتر اصلاحات خود در افغانستان، کارمل را از قدرت برکنار و نجیب را بر کرسی نشاند.