فهرست بستن

برگرفته از کتاب “نبی رحمت”

ترتیب‌کننده: کرار

بعد از بعثت
اسلام آوردن عمر بن الخطّاب رضی‌الله عنه
وقتی نگاه عمر به وضعیت خون آلود خواهرش افتاد، از کارش سخت پشیمان گشت. کمی درنگ کرد و سپس به خواهرش گفت: صحیفه‌ای را که داشتید می‌خواندید آن را به من بدهید تا ببینم که محمّد چه چیزی آورده است؟ عمر فردی با سواد و درس خوانده بود. خواهر گفت: می‌ترسم که مبادا آن را پاره کنی؟ عمر به خدایان خود سوگند خورد و گفت: خیر، نترسید. خواهرش با شنیدن این سخن به اسلام آوردن عمر امیدوار شد. سپس به او گفت: برادر! شما به دلیل مشرک بودن، ناپاک هستید و این صحیفه را تنها کسی می‌تواند دست بزند که پاک باشد. عمر بلند شده، استحمام نمود. آن‌گاه خواهرش صحیفه را به دست او داد. در این صحیفه سوره طه نوشته شده بود. عمر چند آیه از ابتدای سوره، قرائت کرد و گفت: به به! چه کلام زیبا و عظیم‌الشأنی است. با شنیدن این سخن، خبّاب از مخفی‌گاه خود بیرون آمد و به سوی او رفت و گفت: ای عمر! امیدوارم که خداوند متعال دعای پیامبرش را در حق تو قبول کرده باشد، قسم بخدا که من دیروز از رسول اکرم صلی‌الله علیه و سلم شنیدم که می‌گفت: بار الها! اسلام را یا بوسیله ابوالحکم بن هشام «ابوجهل» و یا بوسیله عمر بن الخطاب مؤیّد بگردان.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *