نویسنده: عبدالمنان محبوبی
فصل سوم: اوضاع افغانستان در عصر کمونیسم
وضعیت اقتصادی و اجتماعی
دورهی نجیب (1365-1371)
ادامه
دولت دستنشانده، پیرامون جلب و جذب سرمایهای ملی، سرمایههای سیال و بیرون رفته از کشور و سرمایههای خارجی نیز طرحهای را روی دست گرفت. اما هدف مکارانهی دولت از این سیاست اقتصادی، هماهنگسازی ساختار آیندهی اقتصادی و اجتماعی کشور بر مبنای اهداف دراز مدت و سیاستهای جدید روسیه شوروی بود. این طرح برای دولت دستنشانده یک آرزوی محال و هدفی پر فراز و نشیب بود که دستیابی به آن آسان به نظر نمیرسید. عادیسازی روابط با جهان غرب در بهویژه آمریکا (که به پاکستان رقیب سرسخت افغانستان متکی بود و عربستان سعودی که از مجاهدین حمایت میکرد)، هنوز مساعد نبود. بنابراین سردمداران کمونیستی افغانستان از پرتاب دو هدف مکارانه را در نظر داشتند: اول اینکه اگر بتوانند لگامدار حرکت اقتصادی و اجتماعی جدید باشند. دوم اینکه اگر هدف اول آنها بر کرسی عمل ننشست، بتوانند در فضای امن و دموکراتیک آینده به زندگی سیاسی و عادی خود (در سایهی دولت فردا) ادامه دهند و از طریق خود را از تیررس انتقامگیریهای خونین مجاهدین در امان دارند.
بنابر گواهی تاریخ و تجربه، موفقیت با حرکت جدید و تجربهمندی است که همگام با زمان حرکت نماید و با واقعیتهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعهی مقصد از یک طرف و اوضاع منطقه و جهان از طرف دیگر، سازگاری و هماهنگی ایجاد نماید. بر پایهی این اصل مقبول و منطقی، دولت کمونیستی کابل مسیر حرکت جامعه را نشانه گرفته بود و سعی میکرد که مرکب لنگان و خستهی خود را در آن مسیر براند و اگر سمند چابک و تیزگامی به میدان نیاید، خود را قافلهسالار این حرکت نوین معرفی نماید. دولت کمونیستی نجیب، همواره به گونهی شتابزده و یک بُعده، فقط از رشد شهرها و صنعتی شدن کشور سخن میگفت. یکی از مسئولین دولتی به نام آدینه سنگین در این مورد میگوید: «رشد صنايع و صنعتي ساختن کشور که حيثيت نيروي محرکه را در تسريع رشد اقتصاد ملي دارا ميباشد، در محراق توجه حزب و دولت قرار دارد».
افغانستان در چنگال کمونیسم