تالیف: سید ابوالحسن ندوی
ترتیبکننده: کرار
بعد از بعثت
بررسی اوضاع طائف
طائف منطقه ییلاقی خوبی برای افراد مرفه بود و در عهد اسلامی نیز همین وضع را داشت. شاعر اموی عمر بن ابی ربیعه میگوید: «تشتو بمکة نعمة؛ و مصیفها بالطائف»
اهالی طائف به دلیل ثروت و دارایی و رفاه، گرفتار تکبیر و خوشگذرانی شده و مصداق
این آیه قرار گرفته بودند: وَمَآ أَرۡسَلنَا فِي قَريَةࣲ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُترَفُوهَآ إِنَّا بِمَآ أُرۡسِلتُم بِهِۦ كَٰفِرُونَ «34» وَقَالُواْ نَحنُ أَكثَرُ أَموَلاً وَأَولَٰاداَ وَمَا نَحنُ بِمُعَذَّبِينَ«35».
نفرستادیم در هیچ قریهای پیامبر بیمدهندهای مگر این که خوشگذرانهای آنجا میگفتند: ما به آنچه شما با آن فرستاده شدهاید منکریم و میگفتند ما از ثروت و فرزندان برتر و بیشتری برخورداریم و ما مورد عذاب واقع نمیشویم.
سرداران طائف فقط از قبیله ثقیف بودند که از بزرگترین قبایل عرب بشمار میآمد و نیروی نظامی و اقتصادیشان ضرب المثل بود. آنان از عربهای مستعربه و عدنانی به حساب میآمدند. میان ثقیف و قریش در زمینۀ دین و سرپرستی بتها رقابت شدیدی جریان داشت.
ثقیف بُت خود لات را رقیب هبل که در کعبه بود، میپنداشتند. در اطراف آن حرمی ساخته بودند و کلیه مظاهر تقدیس و تعظیم را که مختص کعبه بود، برای لات انجام میدادند. به همین دلیل وقتی ابرهه جهت منهدم کردن کعبه، لشکرکشی نمود، قبیله ثقیف ضمن تأیید اقدام او، أبورغال را به عنوان راهنمای لشکر ابرهه انتخاب کردند. اما راهنمای مزبور در وسط راه به هلاکت رسید، عربها او را مبغوض پنداشتند و قبرش را سنگ باران کردند.
طبق تحقیقِ یاقوت حموی، قبیله ثقیف از مرفهترین عربها بشمار میآمدند. آنها گرایش خاصی به بنی امیه داشتند. زیرا علاقه به ثروت و مقام و اشتغال به تجارت در هر دو قبیله مشترک بود.