نویسنده: عبدالمنان محبوبی
فصل سوم: اوضاع افغانستان در عصر کمونیسم
وضعیت ادبی
واژههای شایع در نظام کمونیستی
بهکارگیری و تکرار تعبیرهای مانند: «ارتجاع»، «امپریالیسم»، «پرولتاریا»، «بورژوازی»، «خلق»، «کارگر»، «دهقان»، «ملاک»، «فئودال»، «زحمتکشان»، «نظام مترقی سوسیالیسم» و… یکی دیگر از پدیدههای رایج در این نظام است و در بعضی موارد حتی نویسندگان غیر کمونیست را که رسماً عضو حزب هم نبودند، به اجبار به استفاده از این واژههای وادار میکردند؛ چنانکه محمد کاظم آهنگ (که زمانی رئیس پوهنحی ژورنالیسم پوهنتون کابل بوده) در پیشگفتار کتاب «مطبوعات افغانستان در دهه استقلال»، ناگزیر از استفاده این گونه واژه هاست:
«… این رساله که بمناسبت هفتادمین سالگرد استقلال وطن عزیز، درست وقتی که اولاد با شهامت افغان در برابر جنگ اعلان ناشده ارتجاع و امپریالیسم مصروف پیکارند به تصمیم و اراده اتحادیه ژورنالیستان افغانستان به زیور طبع آراسته میگردد…» (آهنگ، 1369: پیشگفتار).
داستان در دورهی کمونیستی
ادبیات داستانی نیز تحت تأثیر نظام سیاسی کمونیستی وقت قرار گرفته بود. آثاری که در ادبیات داستانی این دوره خلق شده است، همه بنمایهی جانبدارانه از نظام کمونیستی داشته است. بر بنیاد اظهار نظر بسیاری از پژوهشگران، در آثار خلق شده در عصر کمونیستی، کمتر اثری به چشم میخورد که جنبهی هنری داشته باشد. حسین فخری در این زمینه چنین اظهار نظر میکند:
«… بیشتر داستانهای این دوره به شکل برهنه و بی پرده مسایل روز را گزارش میدهند. شعارپراکنی و گاهی فحاشی میکنند. آثاری که هر چند از پشتوانهی سرخ و نامهای ستیزهجویانه و اعتبار روز برخوردارند، اما نمیتوانند بهعنوان اثری ماندگار به تاریخادبیات سپرده شوند» (فخری، 1379: 18).