نویسنده: نورالحق خادمی
موضوع: چالشهای فرهنگی افغانستان
تبعیض داخلی
قوم:
پشتونها یا قوم اکثریت، از بین تمام اقوام ساکن کشور، ساختار قومی و قبیلهای خود را حفظ کردهاند. قبایل ابدالی، غلجایی و کرلانی سیستمهای بزرگ قبیلهای این قوم هستند. اما تاجیکها، هزارهها و ازبکها، ساختار قومی و قبیلهای ضعیفتری دارند. در بین این اقوام اختلاط عجیبی حاکم است عده از اقوام هزاره خود را تاجیک یا ازبک معرفی میکنند. و به همین دلیل، پشتونها در مقایسه با دیگر اقوام به ارزشهای سنتی خود بیشتر پایبند هستند. در تاریخ افغانستان قومیت و قبیله پایه و پشتیبان قدرت سیاسی شمرده شده است. فرمانروایان بزرگ افغانستان مشروعیت حکومت یا دستکم تصمیمهای بزرگ خود را بر پایه سنتهای قبیلهای گذاشتهاند. اهمیت جرگه بزرگان یا لویه جرگه اقوام در این مورد انکارناپذیر است، حتی مقتدرترین امپراتوران و امیران افغانستان هم ناگزیر بودهاند در برابر چنین پشتیبانی، امتیازات سیاسی و اقتصادی بدهند از بهترین حاکمیتها در افغانستان به یقین میتوان به امپراتوری احمد شاه بابا اشاره نمود که در آن نقش اقوام در ساختار سیاسی کشور بهخوبی برجسته بود. در این حکومت سران و نمایندگان اقوام در مرکز تصمیم گیریهای مهم و سرنوشتساز قرار داشتند. این رابطه را امیر عبدالرحمن خان برعکس نمود. امیر پس از هفده جنگ داخلی و با تشکیل حکومت مرکزی، قبایل را از مرکز قدرت به پیرامون منتقل کرد. امیر میان اقوام دشمنی ایجاد کرد تا هیچگاه مردم نتوانند در برابر حکومت متحد باشند. «غبار, 1368»
سایه همسایه