نویسنده: نورالحق خادمی
موضوع: سیاست مداران وابسته
تأثیر پذیری افغانستان از نظام بینالمللی در ماده ششم قانون اساسی جمهوریت با تأکید بر رعایت قوانین، معاهدات و کنوانسیونهای بینالمللی از سوی افغانستان بازتاب دهنده نیازمندیها و وابستگی شدید این کشور به جامعه جهانی و نظام بینالمللی بود. شدت وابستگی افغانستان به جامعه جهانی و نظام بینالملل، تصمیم گیرندگان سیاست خارجی جمهوریت را وادار میساخت تا برای اتخاذ تصمیمات، شرایط اشغالگران و محدودیتهای ساختار نظام بینالمللی را مدنظر قرار دهند. سیاستگذاران کنونی ما برای تنظیم مناسبات مثبت و سازنده با جامعه جهانی، تا آنجا که با اساسات شریعت در تصادم نباشد، ناگزیر باید محدودیتهای ناشی از نیاز ملی افغانستان را مد نظر قرار دهند. هرچند در گذشته با توجه به ماهیت سیاست در افغانستان، سیاستمداران و تصمیم گیرندگان سیاست خارجی ما در سیاست اعلانی خویش روی استقلال و حاکمیت ملی تأکید میکردند، اما در عمل با اشغال کشور توسط انگلیس، شوروی و امریکا که شرایط سیاسی و اقتصادی کشور را به شدت متأثر میساخت، ادعای استقلال بهجز در زمانهای محدودی، دروغی بیش نبود. عدهای از سیاستمداران کشور ما بعد از سلطنت شاهزمان درانی، به نوعی تحت تأثیر بیگانگان قرار داشته، از سر رضایت یا اجبار به نحوی وابسته به نیروهای اجنبی بودهاند. این وابستگیها به دلیل قرار گرفتن در منطقه حساس بین ابر قدرتهای بزرگ منطقهای و فرا منطقهای، وابستگیهای اقتصادی و یا به دلیل قدرت طلبی به زور بیگانگان، عامل وابستگیشان بوده است. چنانچه قبلا تذکر رفت، وابستگیهای اجباری در تمام دنیا متداول و مجاز است؛ اما وابستگی برای قدرت طلبی از بیگانگان، از منفورترین و زیانبارترین نوع وابستگی بوده که در کشور ما، نمونههای فراوانی در خود دارد که از بارزترین آن میتوان به احزاب کمونیستی وابسته به شوروی سابق و نظام جمهوری وابسته به امریکا را مثال آورد.
سایه همسایه