تالیف: سعدیه سالازهی
ترتیب کننده: کرار
موضوع:داستانهایی از زندگی امام ابو حنیفه رحمهالله
انتقاد بر قضاوت قاضی ابن ابی لیلی
محمد بن عبدالرحمان مشهور به ابن ابی لیلی از فقهای مشهور و صاحب رأی بود. سی و سه سال در کوفه بر منصب قضاوت منصوب بود. ایشان با امام ابوحنیفه اختلاف نظر داشت و در قضاوت بسیار مرتکب اشتباه میشد. امام ابو حنیفه در اندیشهی اصلاح ایشان بود و اظهار حق را بر خود لازم میدانست ولی ابن ابی لیلی از این کار ناخشنود بود.
معمولاً قاضی ابن ابی لیلی در مسجد مینشست و به شکایات و دعاوی گوش فرا میداد. روزی پس از پایان قضاوت روانه منزل گردید. در میان راه با زنی که گاهگاهی دچار دیوانگی میشد مواجه شد که با کسی اختلاف داشت. قاضی توقف نمود.
زن در میان سخنان خود طرف مقابلش را مخاطب کرد و گفت: یا ابن الزانیتین! :یعنی ای پسر دو زناکار. جناب قاضی دستور داد که آن زن را دستگیر کنند. سپس به مجلس قضا آمد و حکم کرد که آن زن را به حالت ایستاده دوبار حد بزنند. امام ابوحنیفه وقتی از این ماجرا آگاه شد فرمود جناب قاضی در این قضاوت مرتکب چندین اشتباه شده اند:
1_ يك بار از مجلس قضا برخاست و سپس دوباره آن مجلس را برگزار کرده است و این خلاف آیین دادرسی است.
2_ در مسجد حد را اجرا کرده است. در صورتی که رسول الله صلىالله عليه و سلم از اجرای حد در مساجد منع نموده است.
3_ باید زن در حالت نشسته حد زده شود و قاضی خلاف آن را انجام داده است.
4_ از يك لفظ، فقط يك حد لازم میآید؛ اگر کسی با یک سخن به جماعتی تهمت زد، فقط یک حد بر او اجرا میشود و اگر گاهی دو حد لازم آید، هر دو را هم زمان اجرا نمیکنند بلکه مجرم را پس از اجرای يك حد، رها میکنند تا به طور کامل زخمهایش بهبود یابد بعد از آن میتوان حد دوم را اجرا کرد.
5_ کسی که دشنام داده شده بود اقامه دعوی نکرد پس قاضی چگونه بدون اقامه دعوی اجازه قضاوت دارد؟
6_ زنی که تهمت زده دیوانه است و بر دیوانه حد جاری نمی شود.
قاضی ابن ابی لیلی بسیار آشفته گردید و به نزد استاندار کوفه رفت و شکایت کرد که من از ابوحنیفه به تنگ آمدهام استاندار فرمان صادر کرد که: ابوحنیفه نباید فتوی بدهد.
گرچه امام ابوحنیفه در اظهار حق رعایت هیچ حاکم و امیری را نمیکرد، ولی چون که فتوی دادن فرض کفایه بود و در کوفه علمای زیادی وجود داشتند، از این لحاظ اطاعت حاکم وقت را مقدم دانسته و بدون عذر موجه از دستور او سرپیچی ننمود.