نویسنده: نورالحق خادمی
موضوع: نبود برنامه منظم برای احیاء فرهنگ افغانی
ادامه
دولتهای وابسته به بیگانگان فرهنگ ملی را تا حدودی دچار بحران ساخته بودند و هویت افراد دخیل در این نظامها که بر اساس فرهنگ بیگانه بارور گردیده بود عامل از خود بیگانگی بحران هویت و بحران مشروعیت در کشور بودند. بخشی از این عناصر از خود بیگانه در قالب احزاب، گروهها، تشکلها سازماندهی میشدند و در راستای منافع قدرتهای بیگانه قرار گرفته و در برابر فرهنگ اصیل ملی و خودی عقده میگرفتند به تخریب آن بر میخواستند.
یکی از عناصر مهم بیبرنامگی فرهنگی در جمهوریت، بیاعتمادی نیروهای سیاسی نسبت به یکدیگر بود تلاش این نیروها برای تصرف کامل قدرت و حذف دیگران از صحنه بازی سیاسی باعث شده بود که گروهها همواره از موجودیت خود نگران و هرگونه رفتار رقیبان را با شک و تردید بنگرند. از این رو توافق میان آنان اغلب دشوار و شکننده بوده و در مقابل هر گونه اقدامی که منجر به کاهش توانایی آنان گردد عکسالعمل نشان میدادند. بزرگترین عنصر سیاست در این دوره افراد جبهه شمال بودند که به رقیبان خود از اقوام مختلف اجازه رشد و فعالیت نمیدادند و قدرت در دستان رهبران آنها محدود بوده و اکثریت وزارت خانههای کلیدی در اختیارشان بود.
سایه همسایه