تالیف: عمروخالد
ترتیبکننده: عاطف
موضوع:مفهوم توبه
ادامه
اینها همه از کجا آمدهاند؟ مگر تو ساختهی دست پروردگار متعال نیستی؟ پس شکر این نعمت کجاست؟
خداوند قلب را آفریده است و به او فرمان داده تا خداوند را دوست بدارد، ولی هنگامی که این قلب درک میکند و هوشیار میشود و به درجهی دوست داشتن میرسد، مخلوقات را دوست میدارد و خالق آفریننده را از یاد میبرد!
هنگامی که این عقل میفهمد و درک میکند که آفریدهی خداوند است و عقل از آنِ پروردگار است، چه کسی قدرت فهم و درک را به او داده است؟ چه کسی به او گفته است: «ای عقل! بفهم!»
اولین تصمیمی که میگیرد این است که بگوید: «نه خدایا! من در مسجد نماز نمیخوانم. من مال حرام میخورم. من حجاب نمیپوشم. من از پدر و مادرم فرمانبری نمیکنم. من آزادم!»
با وجود اینکه خداوند است که قدرت تفکر و اندیشه را به عقل داده، آیا دیدید که چرا ما محتاج توبه هستیم؟
آخرین موردی که میخواهم در رابطه با آن صحبت کنم، خیلی دشوار است!
بله، به خدا قسم که آخرین مورد، خیلی خیلی سخت است و به خاطر آن به توبه نیاز داریم.
ما به خاطر گناهانی که قبلاً انجام دادهایم و آن را رها کردهایم، محتاج توبه هستیم.
گناهانی که به خاطرشان توبه نکردهایم!
یعنی چه؟
وقتی چهارده یا پانزده ساله بودی، مرتکب گناهانی میشدی. وقتی کمی بزرگتر شدی، شیطان تو را از این گناهان منتقل ساخت، به این دلیل که دیگر برای فلان گناه، خیلی بزرگ شدهای.
وقتی بیست ساله بودم، از والدینم سرپیچی میکردم، ولی هنگامی که به سن سیسالگی رسیدم، دیگر این کار را انجام ندادم.
شاید پانزده سال باشد که از این گناه دست کشیده باشی، اما آیا این گناه بخشوده شده است؟ پاک شده؟ محو شده؟
هرگز! چرا؟
درست است که تو دیگر آن گناه را انجام ندادهای، ولی آیا از آن توبه کردهای؟
نه.
پس بخشوده نشده است.
اصلاح قلبها