تالیف: عبدالهادی مجاهد
تدابیر مهمی در راه مقاومت جنگ فکری
تدبیر سوم – تبدیل نمودن مساجد به سنگرهای مقاومت جنگ فکری:
طبق یک احصائیه محتاطانه گفته میتوانیم که در قریهها و شهرهای افغانستان امروز حدود ۴۰۰۰۰۰ مسجد وجود دارد و در هر مسجد یک تن امام به وظیفه امامت مصروف است. اگر این چهارصد هزار مسجد به مراکز دعوت به معنای حقیقی آن تبدیل گردند و امامان آنها به شکل واقعی مردم را به دین الله دعوت نمایند و استعداد و صلاحیت حل مشکلات فکری، عقیدتی، فلسفی و اخلاقی مردم را در خود پیدا کنند، شاید هیچ فکر اجنبی، و هیچ نوع از گمراهی وارداتی قادر نخواهد بود تا مردم افغانستان و مخصوصاً صدها هزار جوان ما را به نظریات و عقاید کفری و گمراهکننده قانع سازد.
گرچه علمای اسلام در افغانستان خدمات جلیلالقدری را در راه خدمت همهجانبه به اسلام و جهاد کردهاند، اما این حقیقت تلخ را باید هم بپذیریم که با موجودیت همین تعداد فراوان امامان، باز هم کمونیستها صدها هزار جوان ما را از اسلام منحرف ساخته و در صف خود قرار دادند. و همچنان با وجود اینکه ملت ما یک دوره نسبتاً طولانی را با جهاد، هجرت، قربانیها، شهادتها، و نزدیکی طویلی با مفاهیم و علوم شرعی گذرانیده است، ولی باز هم مؤسسات غربی و جهتهای فکری غرب توانستند که بخش بزرگی از ملت ما را در مرحله تجاوز آمریکا بر افغانستان و نیز بعد از آن در کنار آمریکاییها قرار دهند و آنها را به این قناعت دهند که در زیر بیرق صلیب بر ضد اسلام و مسلمانان بجنگند.
سوال اینجاست که چرا صدها هزار امام، خطیب، عالم و طالب علوم شرعی از مقاومت در برابر افکار وارداتی کفری و بیاثر نمودن آن عاجز هستند؟ و چرا با وجود وسیعیت آنها باز هم صدها هزار فرزند این ملت گاهی تحت بیرق کمونیسم و گاهی هم تحت درفش صلیبی غرب میایستند؟ این کار علل زیادی دارد که به برخی از علتهای مهم در بخشهای بعدی میپردازیم.
در جنگ فکری با غرب