تالیف: عبدالهادی مجاهد
علل تاثیرپذیری افغانها از افکار بیگانگان
ب – نابسامانی موضوع امامت و امام:
ادامه
«ایجاد همچو فرصتها میتواند در شکل فاکولته (دعوت و امامت در قالب پوهنتونها تنظیم گردد) و یا اینکه در قالب مراکز آموزشی تحت عنوان مدرسه عالی ائمه و خطباء) و یا آکادمی ائمه و خطباء) و یا به کدام نام و لقب علمی دیگری افتتاح یابد و شیوههای مؤثر دعوت، امامت و قیادت اجتماع به آنها آموزش داده شوند.
منصب امامت در حقیقت میراث منصب نبوت است و تا زمانی که علمای با کفایت و با استعداد در این منصب تعیین میشدند، اجتماع مسلمانان از هر نوع انحراف فکری و اجتماعی مصون بود. چون امام در یک شب و روز علیالقاعده پنج مرتبه خود را از همه احوال افراد جامعه باخبر میساخت و در امر حل مشکلات فکری، اخلاقی، عقیدتی، فقهی و حتی اجتماعی مردم در روشنی شریعت سعی میورزیدند. ولی از روزی که به این منصب عالی به دیده حقارت نگریسته شد، از همان روز به بعد رابطه روحی میان امام و مردم ضعیف گردید که بعدها دشمنان اسلام از همین ضعف رابطه امام و مردم به نفع خود سوء استفاده نمودند و در افکار و اذهان افراد اجتماع رخنه کردند.»
«اگر مساجد ما بار دیگر در کنار اینکه محلهای عبادتاند، مراکز علم، فکر، اخلاق، تفکر اصلاح اجتماعی و مراکز بیاثر نمودن دسائس و توطئههای دشمنان گردند، و در آنها دعوت همهجانبه به سوی اسلام از جانب علمای دلسوز و امامان دعوتگر شروع گردد، خواهیم دید که چگونه قیادت فکری جامعه از دست اشخاص و جهتهای اسلامدشمن بیرون شده و در اختیار مردمان صالح قرار میگیرد.»
در جنگ فکری با غرب